داورى كند گروهى از آنها رويگردان مىشوند .
49 - ولى اگر ( داورى به نفع آنها بوده باشد و ) حق داشته باشند با نهايت تسليم به سوى او مىآيند .
50 - آيا در دلهاى آنها بيمارى است ؟ يا شك و ترديد دارند ؟ يا مىترسند خدا و رسولش بر آنها ستم كند ؟ اما خود اينها ستمگرند !
شان نزول :
مفسران براى بخشى از اين آيات دو شان نزول ذكر كردهاند : نخست اينكه :
يكى از منافقان با يك مرد يهودى نزاعى داشت ، مرد يهودى ، منافق ظاهر مسلمان را به داورى پيامبر اسلام ص خواند ، اما منافق زير بار نرفت ، و او را به داورى « كعب بن اشرف يهودى » ! دعوت كرد ( و حتى طبق بعضى از روايات صريحا گفت ممكن است « محمد » در مورد ما عدالت را رعايت نكند ! ) آيات فوق نازل شد و سخت اين گونه اشخاص را مورد سرزنش و مذمت قرار داد .
ديگر اينكه در ميان امير مؤمنان على ع و عثمان ( يا طبق روايتى ميان آن حضرت و مغيرة بن وائل ) بر سر زمينى كه از على ع خريدارى كرده بود و سنگهايى از آن بيرون آمد و خريدار مىخواست آن را به عنوان معيوب بودن رد كند ، اختلافى در گرفت ، على ع فرمود : ميان من و تو رسول اللَّه داورى كند ، اما « حكم بن ابى العاص » كه از منافقان بود به خريدار گفت : اين كار را مكن ، چرا كه اگر نزد پسر عموى او - يعنى پيامبر - به روى مسلما به نفع او داورى خواهد كرد ! آيه فوق نازل شد و او را سخت نكوهش كرد ( 1 ) .
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » و تفسير « روح المعانى » و تفسير « تبيان » و تفسير « قرطبى » و تفسير « فخر رازى » و تفسير « صافى » و تفسير « نور الثقلين » ( ذيل آيه مورد بحث با كمى تفاوت ) .