از عقائد آنها مطالب زيادى در دست نداريم ، ولى چيزى كه امروز بيش از همه شهرت دارد مساله اعتقاد به دو مبدأ خير و شر يا نور و ظلمت است ، به اين ترتيب كه خداى نيكيها و نور را « اهورامزدا » و خداى شر و ظلمت را « اهريمن » مىدانند ، و به عناصر چهار گانه مخصوصا « آتش » احترام بسيار مىگذارند تا آنجا كه آنها را « آتشپرست » مىخوانند و هر جا آنها هستند آتشكده اى كوچك يا بزرگ نيز وجود دارد .
بعضى واژه مجوس را از ماده « مغ » كه به پيشوايان و روحانيين اين مذهب مىگفتند مشتق مىدانند ، و « مؤبد » كه اكنون به روحانيين آنها گفته مىشود در اصل از ريشه « مغود » بوده .
در روايات اسلامى آنها از پيروان يكى از انبياى بر حق شمرده شدهاند ( كه بعدا از اصل توحيد منحرف گشته و به افكار و عقائد شركآلود روى آوردهاند ) .
در بعضى از روايات مىخوانيم مشركان مكه از پيامبر ص تقاضا كردند از آنها جزيه بگيرد ، و اجازه بت پرستى به آنها بدهد ! پيامبر ص فرمود : من جز از اهل كتاب جزيه نمىگيرم ، آنها در پاسخ نوشتند تو چگونه چنين مىگويى در حالى كه از مجوس منطقه « هجر » جزيه گرفته اى ؟ ! پيامبر ص فرمود :
ان المجوس كان لهم نبى فقتلوه و كتاب احرقوه :
« مجوس پيامبرى داشتند و كتاب آسمانى ، پيامبرشان را به قتل رساندند ، و كتاب او را آتش زدند » ! ( 1 ) .
در حديث ديگرى از « اصبغ بن نباته » مىخوانيم كه على ع بر فراز منبر فرمود :
سلونى قبل ان تفقدونى
« از من سؤال كنيد پيش از آنكه مرا نيابيد » .
« اشعث بن قيس » ( منافق معروف ) برخاست و گفت : اى امير مؤمنان چگونه
هامش
( 1 ) وسائل الشيعه جلد 11 - ابواب جهاد العدو باب 49 صفحه 96 .