ولى با توجه به كلمه « فى » در « فى الارض » چنين به نظر مىرسد كه آيه اشاره به منابع زير زمينى آب مىكند نه فوق زمينى .
در آيه بعد به دنبال نعمت پر بركت باران به محصولاتى كه از آن مىرويد اشاره كرده مىگويد : « ما به وسيله اين آب ، باغهايى از درخت نخل و انگور براى شما ايجاد كرديم ، باغهايى كه در آن ميوههاى بسيار است و از آن مىخوريد » ( * ( فَأَنْشَأْنا لَكُمْ بِه جَنَّاتٍ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنابٍ لَكُمْ فِيها فَواكِه كَثِيرَةٌ وَمِنْها تَأْكُلُونَ ) * ) .
خرما و انگور تنها محصول آنها نيست بلكه اين دو محصول عمده و پر ارزش آنها است و گر نه انواع مختلفى از ديگر ميوهها در آن يافت مىشود .
جمله « * ( وَمِنْها تَأْكُلُونَ ) * » ( از آن مىخوريد ) ممكن است اشاره به اين باشد كه محصول اين باغهاى پر بركت تنها ميوههاى آنها نيست ، بلكه خوردنى بخشى از آن است .
اين باغها ( از جمله نخلستانها ) استفادههاى فراوان ديگرى براى زندگى انسان دارد ، از برگهاى آنها ، فرش ، و گاهى لباس درست مىكنند ، از چوبهاى آنها خانه مىسازند ، از ريشهها و برگها و ميوههاى بعضى از اين درختان مواد دارويى مىگيرند ، و نيز از بسيارى از آنها علوفه براى دامها ، و از چوب آنها براى سوخت استفاده مىكنند .
فخر رازى در تفسير خود اين احتمال را نيز داده است كه منظور از « * ( مِنْها تَأْكُلُونَ ) * » اين است كه زندگى و روزى شما از اين باغها اداره مىشود ، درست همانند اينكه در فارسى مىگوئيم : فلان كس از فلان كسب و كار نان مىخورد ( يعنى گذران زندگى او از آن است ) ( 1 ) .
اين نكته نيز قابل توجه است كه در آيات فوق ، مبدء حيات انسانى آب
هامش
( 1 ) بنا بر تفسير اول « من » « تبعيضيه » است ، و بنا بر تفسير دوم « نشويه » .