تا مؤمنان در شرائطى همچون آغاز دعوت پيغمبر ص بدانند اگر ثروتمندان بى ايمان جنب و جوشى دارند موقت است و خاموش شدنى همانند فقر و تنگدستى افراد با ايمان .
بخش ديگرى از اين سوره به داستان موسى و خضر ( هر چند نام خضر در اين سوره نيامده است ) اشاره مىكند كه چگونه موسى ع در برابر كارهايى كه ظاهر آن زننده بود اما باطنش پر مصلحت نتوانست صبر و حوصله بخرج دهد ، ولى پس از توضيحات خضر به عمق مسائل كاملا آگاه شد و از بيتابى خود پشيمان گشت .
اين نيز درسى است براى همه ، تا به ظواهر حوادث و رويدادها ننگرند ، و بدانند در زير اين ظواهر باطنى است بسيار عميق و پر معنى .
بخش ديگرى از اين سوره ماجراى ذو القرنين را شرح ميدهد كه چگونه شرق و غرب عالم را پيمود ، و با اقوام گوناگونى كه سنن و آداب بسيار متفاوتى داشتند روبرو شد ، و سرانجام با كمك گروهى از مردم به مقابله با توطئه « ياجوج » و « ماجوج » برخاست و سدى آهنين بر سر راه آنها كشيد ، و نفوذشان را قطع كرد ( شرح كامل همه اينها به خواست خدا بعدا خواهد آمد ) تا مسلمانان با بينش وسيعتر خود را براى نفوذ در شرق و غرب جهان آماده سازند و براى مبارزه با « ياجوجها » و « ماجوجها » دست اتحاد بهم دهند ! .
جالب اينكه در اين سوره به سه داستان اشاره شده ( داستان اصحاب كهف داستان موسى و خضر و داستان ذو القرنين ) كه بر خلاف غالب داستانهاى قرآن در هيچ جاى ديگر از قرآن سخنى از اينها به ميان نيامده است ( تنها در سوره انبياء آيه 96 به مسئله ياجوج و ماجوج بدون ذكر نام ذو القرنين اشاره شده است ) و اين يكى از ويژگيهاى اين سوره است .
و به هر حال محتوايش از هر نظر پر بار ، و تربيت كننده مىباشد .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 338
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٣٨