و تفاسير ديگرى كه ذكر آنها چندان قابل ملاحظه نيست .
البته در تفسير پنجم و چهارم بايد فعلهاى ماضى كه در آيه ذكر شده است همه به معنى مضارع باشد ، و البته اين معنى در جايى كه فعل بعد از حروف شرط واقع مىشود از نظر ادبيات عرب بعيد نيست .
ولى ظاهر آيه * ( ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً ) * آن است كه حد اقل فساد اول بنى اسرائيل و انتقام آن در گذشته واقع شده است .
از همه اينها گذشته مساله مهمى كه بايد در اينجا مورد توجه قرار گيرد اين است كه ظاهر تعبير * ( بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِباداً لَنا أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ ) * ( ما گروهى از بندگان خود را كه قدرت جنگى زيادى داشتند بر ضد شما مبعوث كرديم ، نشان مىدهد كه گروه انتقام گيرنده مردان با ايمان بودند كه شايسته نام « عباد » و عنوان « لنا » و همچنين « بعثنا » بودهاند و اين معنى در بسيارى از تفاسير كه در بالا گفته شد ديده نمىشود ) .
البته نمىتوان انكار كرد كه عنوان بعث ( برانگيختن ) هميشه در مورد پيامبران و مؤمنان به كار نرفته ، بلكه در غير آنها نيز در قرآن استعمال شده مانند آنچه در داستان « هابيل » و « قابيل » مىخوانيم : فَبَعَثَ اللَّه غُراباً يَبْحَثُ فِي الأَرْضِ : « خداوند كلاغى را برانگيخت كه زمين را جستجو مىكرد » ( مائده آيه 31 ) .
و در مورد عذابهاى زمينى و آسمانى اين كلمه به كار رفته است قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ ( انعام - 65 ) .
و نيز كلمه « عباد » و يا « عبد » در افرادى كه مورد مذمتند احيانا به كار رفته است ، از جمله به كار رفتن اين كلمه در مورد گنهكاران در آيه 58 فرقان وَكَفى بِه بِذُنُوبِ عِبادِه خَبِيراً و در آيه 27 سوره شورى در مورد طغيانگران
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 31
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣١