در آيه بعد براى اينكه عواطف بنى اسرائيل را در رابطه با شكرگزارى از نعمتهاى الهى مخصوصا نعمت معنوى و روحانى كتاب آسمانى برانگيزد آنها را مخاطب ساخته مىگويد : « اى فرزندان كسانى كه با نوح در كشتى حمل كرديم » ( * ( ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ ) * ) ( 1 ) .
فراموش نكنيد كه « نوح بنده شكرگزارى بود » ( * ( إِنَّه كانَ عَبْداً شَكُوراً ) * ) .
شما كه فرزندان ياران نوح هستيد چرا به همان برنامه نياكان با ايمانتان اقتدا نكنيد ؟ چرا در راه كفران گام بگذاريد ؟ ! « شكور » صيغه مبالغه و به معنى بسيار شكرگزار است ، و اينكه بنى اسرائيل را به عنوان فرزندان همراهان نوح شمرده ، شايد بخاطر آنست كه طبق تواريخ معروف ، نوح داراى سه فرزند بنامهاى « سام » و « حام » و « يافث » بود كه مردم روى زمين پس از طوفان نوح از آنها گسترش يافتند از جمله مخصوصا بنى اسرائيل .
بدون شك همه پيامبران بنده شكرگزار خدا بودند ، ولى براى نوح ، ويژگيهايى در احاديث وارد شده كه او را شايسته اين توصيف نموده است ، از جمله اينكه هر زمان كه لباس مىپوشيد ، يا آب مىنوشيد ، يا غذايى مىخورد و يا نعمت ديگرى به او مىرسيد فورا به ياد خدا مىافتاد و شكرگزارى مىكرد .
در حديثى از امام باقر ع و امام صادق ع مىخوانيم : « نوح ، همه روز صبحگاهان و عصرگاهان اين دعا را مىخواند :
اللهم انى اشهدك ان ما اصبح او امس بى من نعمة فى دين او دنيا فمنك ، وحدك لا شريك لك ، لك الحمد و لك الشكر بها على حتى ترضى ، و بعد الرضا .
هامش
( 1 ) جمله * ( ذُرِّيَّةَ مَنْ حَمَلْنا مَعَ نُوحٍ ) * ، « جمله ندائيه » است ، و در تقدير يا ذرية من حملنا مع نوح بوده است ، اما اين احتمال كه « ذريه » بدل از « وكيلا » يا مفعول ثانى « تتخذوا » بوده باشد بسيار بعيد است و با جمله * ( إِنَّه كانَ عَبْداً شَكُوراً ) * سازگار نيست ( دقت كنيد ) .