و لكنه عز و جل اراد ان يشرف به ملائكته و سكان سماواته ، و يكرمهم بمشاهدته ، و يريه من عجائب عظمته ما يخبر به بعد هبوطه :
« خداوند هرگز مكانى ندارد ، و زمان بر او جريان نمىگيرد ، و لكن او مىخواست فرشتگان و ساكنان آسمانش را با قدم گذاشتن پيامبر در ميان آنها احترام كند و نيز از شگفتيهاى عظمتش به پيامبرش نشان دهد تا پس از بازگشت براى مردم بازگو كند » ( 1 ) .
معراج و علوم روز
در گذشته بعضى از فلاسفه كه معتقد به افلاك نه گانه بطلميوسى پوست پيازى بودند مانع مهم معراج را از نظر علمى وجود همين افلاك و لزوم خرق و التيام در آنها مىپنداشتند ( 2 ) .
ولى با فرو ريختن پايههاى هيئت بطلميوسى مساله خرق و التيام بدست فراموشى سپرده شد ، اما با پيشرفتى كه در هيئت جديد به وجود آمد مسائل تازه اى در زمينه معراج مطرح شده و سؤالاتى از اين قبيل :
1 - براى اقدام به يك سفر فضايى نخستين مانع نيروى جاذبه است كه بايد با وسائل فوق العاده بر آن پيروز شد ، زيرا براى فرار از « حوزه جاذبه زمين » سرعتى لا اقل معادل چهل هزار كيلومتر در ساعت لازم است ! .
2 - مانع ديگر ، فقدان هوا در فضاى بيرون جو زمين است كه بدون آن انسان نمىتواند زندگى كند .
3 - مانع سوم گرماى سوزان آفتاب و سرماى كشنده اى است كه در قسمتى كه آفتاب مستقيما مىتابد و قسمتى كه نمىتابد وجود دارد .
هامش
( 1 ) تفسير برهان جلد 2 صفحه 400 .
( 2 ) « خرق » به معنى شكافتن و « التيام » به معنى به هم آمدن است ، بعضى از فلاسفه قديم معتقد بودند كه اين امر در افلاك امكان پذير نيست .