مىشوئيم و بر مىكنيم « ( * ( وَنَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ ) * ) ( 1 ) .
5 - « در حالى كه همه برادرند » و نزديكترين پيوندهاى محبت در ميان آنها حكمفرما است ( اخوانا ) .
6 - « در حالى كه بر سريرها روبروى يكديگر قرار گرفتهاند » ( * ( عَلى سُرُرٍ مُتَقابِلِينَ ) * ) ( 2 ) .
آنها در جلسات اجتماعيشان گرفتار تشريفات آزار دهنده اين دنيا نيستند و مجلسشان بالا و پائين ندارد ، و از اصول زندگى طبقاتى رنج آور اين دنيا در آنجا خبرى نيست ، همه برادرند ، همه روبروى يكديگر و در يك صف ، نه يكى بالاى مجلس و ديگرى در كفش كن .
البته اين منافات با تفاوت مقام آنها از نظر درجات معنوى ندارد ، اين مربوط به جلسات اجتماعى آنها است و گر نه هر كدام بر حسب درجه تقوا و ايمان مخصوص به خود دارد .
7 - سپس به هفتمين نعمت مادى و معنوى اشاره كرده مىگويد : « هرگز خستگى و تعب به آنها نمىرسد » ( * ( لا يَمَسُّهُمْ فِيها نَصَبٌ ) * ) .
و همانند زندگى اين دنيا كه رسيدن به يك روز آسايش ، خستگيهاى
هامش
( 1 ) « غل » در اصل به معنى نفوذ مخفيانه چيزى است و به همين جهت به حسد و كينه و دشمنى كه به طرز مرموزى در جان انسان نفوذ مىكند « غل » گفته مىشود ، بنا بر اين غل مفهوم وسيعى كه دارد كه بسيارى از صفات زشت و مزاحم اخلاقى را شامل مىگردد ( براى توضيح بيشتر به جلد سوم تفسير نمونه صفحه 52 پاورقى مراجعه فرمائيد ) .
( 2 ) « سرر » جمع « سرير » در اصل به معنى تخت يا صندلى و مانند آن است كه روى آن مىنشينند و مجالس پر سرورى را برگزار مىنمايند ( توجه داشته باشيد « سرر » و « سرور » از يك ماده است ) .