( * ( وَأَلْقَوْا إِلَى اللَّه يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ ) * ) ( 1 ) .
و در اين هنگام كه همه چيز همچون آفتاب روشن مىگردد « تمام دروغها و افتراهاى اين گروه بىخرد ، گم و نابود مىشود ( * ( وَضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ ) * ) .
هم نسبت دروغين شريك خدا بودن ، محو و بى رنگ مىشود ، و هم پندار شفاعت بتها در پيشگاه خدا ، چرا كه به خوبى مىبينند ، نه تنها كارى از بتها ساخته نيست ، بلكه همانها آتشگيرههاى دوزخ مىشوند و به جان پرستش كنندگانشان مىافتند ! تا اينجا بيان حال مشركان گمراهى بود كه در شرك و انحراف خود غوطه ور بودند ، بى آنكه ديگرى را به اين راه بخوانند ، سپس حال كسانى را بيان مىكند كه در عين گمراهى به گمراه ساختن ديگران نيز اصرار دارند ، و مىفرمايد « كسانى كه كافر شدند و مردم را از راه خدا باز داشتند ، مجازاتى ما فوق مجازات كفرشان بر آنها مىافزائيم در برابر آنچه فساد مىكردند » .
( * ( الَّذِينَ كَفَرُوا وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ اللَّه زِدْناهُمْ عَذاباً فَوْقَ الْعَذابِ بِما كانُوا يُفْسِدُونَ ) * ) .
آنها هم بار مسئوليت خويش را بر دوش مىكشند و هم شريك جرم ديگران هستند ، چرا كه عامل فساد در روى زمين و گمراهى خلق خدا ، و مانع از پيمودن راه حق شدند .
تا كنون كرارا يادآور شدهايم كه از نظر منطق اجتماعى اسلام ، هر كس سنت نيك و بدى بگذارد در تمام عمل عاملان به آن سنت شريك است ، در حديث
هامش
( 1 ) بعضى از مفسران مانند نويسنده محترم الميزان ، احتمال دادهاند كه اظهار تسليم در اينجا فقط از ناحيه عابدان بوده باشد و نه بتها و جمله آخر آيه را گواه بر اين مطلب گرفتهاند .