زنبورانى ندرتا در بيرون كندو بر اثر سهلانگارى از گلهاى بدبو و زيانبخش استفاده كنند در همان دروازه كندو بازرسى و ضمن يك محاكمه صحرايى محكوم به اعدام مىگردند ! .
« مترلينگ » دانشمند زيستشناس بلژيكى كه مطالعات فراوانى در رابطه با زندگى زنبوران عسل كرده ، درباره نظام عجيبى كه بر شهر آنها حكمفرما است چنين مىگويد :
« ملكه ( يا صحيحتر مادر كندو ) در شهر زنبوران عسل آن طور كه ما تصور مىكنيم فرمانفرما نيست ، بلكه او نيز مثل ساير افراد اين شهر مطيع قواعد و نظامات كلى مىباشد .
ما نمىدانيم كه اين قوانين و نظامات از كجا وضع مىشود ، و به انتظار اين هستيم شايد روزى بتوانيم به اين موضوع پى ببريم ، و واضع اين مقررات را بشناسيم ، ولى فعلا بطور موقت آن را به نام « روح كندو » مىخوانيم ! ملكه نيز مانند ديگران از روح كندو اطاعت مىكند .
ما نمىدانيم روح كندو در كجاست ؟ و در كداميك از سكنه شهر عسل حلول كرده است ؟
ولى مىدانيم روح كندو شبيه به غريزه پرندگان نيست ، و نيز مىدانيم كه روح كندو يك عادت و اراده كوركورانه نژاد زنبور عسل نمىباشد ، روح كندو وظيفه هر يك از سكنه شهر را بر طبق استعدادشان معلوم مىكند و هر كس را به يك كار مىگمارد .
روح كندو به زنبوران مهندس و بنا و كارگر دستور مىدهد خانه بسازند روح كندو در روز و ساعت معين به تمام سكنه شهر دستور مىدهد كه از شهر مهاجرت نمايند ، و براى بدست آوردن مسكن و ماواى جديد ، خود را بدست حوادث نامعلوم و انواع مشقتها بسپارند !
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 307
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٠٧