و « تحريف عملى » .
منظور از تحريف لفظى آنست كه در الفاظ و عبارات قرآن كم و زياد و تغيير داده شود ( اين همان چيزى است كه ما و همه محققان اسلام آن را شديدا انكار مىكنيم ) .
ولى « تحريف معنوى » آنست كه آيه اى را آن چنان معنى و تفسير كنند كه خلاف مفهوم واقعى آن باشد . و نيز « تحريف عملى » آنست كه آن را بر خلاف عمل كنند .
مثلا در تفسير على بن ابراهيم از « ابو ذر » چنين مىخوانيم : هنگامى كه آيه يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوه وَتَسْوَدُّ وُجُوه ( آل عمران 106 ) نازل شد پيامبر ص فرمود روز قيامت از مردم سؤال مىكنند كه با ثقلين ( قرآن و عترت پيامبر ) چه كرديد ؟ مىگويند : اما الاكبر فحرفناه ، و نبذناه و راء ظهورنا . . . :
« ما ثقل اكبر ( قرآن ) را تحريف كرديم و پشت سر انداختيم ( 1 ) پيداست كه منظور از تحريف در اينجا همان دگرگون ساختن مفهوم قرآن و پشت سر انداختن آنست .
3 - قسمت ديگرى از اين روايات رواياتى است كه قطعا مجعول است و براى بىاعتبار ساختن قرآن بدست دشمنان و منحرفان يا افراد نادان ساخته و پرداخته شده است .
مانند روايات متعددى كه از احمد بن محمد بن سيارى نقل شده است كه عدد اين روايات به صد و هشتاد و هشت روايت ! بالغ مىشود ( 2 ) و مرحوم حاجى نورى در كتاب « فصل الخطاب » فراوان از او نقل كرده است .
هامش
( 1 ) تفسير برهان ذيل آيه 106 از سوره آل عمران .
( 2 ) اين احصاء و شمارش را نويسنده كتاب « برهان روشن » در آن كتاب آورده است .