در بسيارى از تفاسير و كتب اهل سنت نيز رواياتى به همين مضمون ميخوانيم از جمله در تفسيرهاى دوازده گانه معروف اهل سنت از ابن عباس در ذيل آيه فوق چنين نقل شده كه گفت : هو محمد و على و فاطمه و الحسن و الحسين ( ع ) هم اهل الذكر و العقل و البيان : « اينان محمد و على و فاطمه و حسن و حسين ع هستند آنها اهل ذكرند و اهل علم و عقل و بيان » ( 1 ) .
اين نخستين بار نيست كه ما در رواياتى كه در تفسير آيات قرآن وارد شده است بيان مصداقهاى معينى را مىبينيم كه مفهوم وسيع آيه را هرگز محدود نمىكند ، و همانگونه كه گفتيم : ذكر به معنى هر گونه آگاهى و ياد آورى و اطلاع است ، و اهل الذكر ، آگاهان و مطلعين را در همه زمينهها در بر مىگيرد .
ولى از آنجا كه قرآن مجيد نمونه بارز يادآورى و علم و آگاهى است به آن « ذكر » اطلاق شده و همچنين شخص پيامبر ص نيز مصداق روشن ذكر است ، به همين ترتيب امامان معصومين كه اهل بيت او و وارث علم او هستند ، روشنترين مصداق اهل الذكرند .
ولى قبول همه اين مساله هيچگونه منافاتى با عموميت مفهوم آيه و همچنين مورد نزول آن كه دانشمندان اهل كتاب است ندارد ، و به همين دليل علماى اصول و فقهاى ما در مباحث مربوط به اجتهاد و تقليد و پيروى ناآگاهان در مسائل دينى از آگاهان و مجتهدين به اين آيه استدلال كردهاند .
هامش
( 1 ) احقاق الحق جلد 3 صفحه 482 - منظور از تفسيرهاى دوازده گانه تفسير ابو يوسف و ابن حجر و مقاتل بن سليمان و وكيع بن جراح و يوسف بن موسى و تفسير قتاده و تفسير حرب الطائى و تفسير سدى و مجاهد و مقاتل بن حيان و ابو صالح و محمد بن موسى الشيرازى است .
حديث ديگرى از جابر جعفى در تفسير همين آيه در كتاب ثعلبى نقل شده كه مىگويد
لما نزلت هذه الايه قال على ( ع ) نحن اهل الذكر :
« هنگامى كه آيه فوق نازل شد على ( ع ) فرمود : اهل ذكر مائيم » ( به همان مدرك فوق مراجعه شود ) .