2 - چرا اعمال آنها بىمحتوا است ؟
بايد ديد چرا اعمال افراد بىايمان چنين بىارزش و ناپايدار است ؟ چرا آنها نمىتوانند از نتايج اعمال خود بهره گيرند ؟
پاسخ اين سؤال ، اگر با جهان بينى توحيدى و معيارهاى آن بررسى كنيم ، كاملا روشن است ، چرا كه آن چيزى كه به عمل ، شكل و محتوا مىدهد ، نيت و انگيزه و هدف و برنامه آن است .
اگر برنامه و انگيزه و هدف ، سالم و ارزنده و قابل ملاحظه باشد خود عمل نيز چنين خواهد بود ، ولى اگر برترين اعمال را با انگيزه اى پست ، برنامه اى نادرست ، و هدفى بىارزش انجام دهيم ، آن عمل به كلى مسخ و بىمحتوا مىشود و چون خاكسترى خواهد بود بر سينه تند باد ! .
بد نيست با يك مثال زنده اين بحث را روشن كنيم ، الان برنامه هايى تحت عنوان حقوق بشر در جهان غرب و از طرف قدرتهاى بزرگ ، پيشنهاد و دنبال مىشود ، همين برنامه از ناحيه پيامبران نيز دنبال شده ، اما محصول و محتوا و ثمره اين دو از زمين تا آسمان متفاوت است .
قدرتهاى جهانخوار وقتى دم از حقوق بشر مىزنند مسلما انگيزه انسانى و معنوى و اخلاقى ندارند ، هدفشان ساختن پوششى است براى جنايات بيشتر و استعمار فزونتر ، و انگيزه و برنامه ، درست براى همين مقصد تنظيم شده است ، لذا اگر فى المثل پاى چند نفر از جاسوسانشان به زنجير بيفتد ، فرياد دفاعشان از حقوق بشر همه دنيا را پر مىكند ، اما آن روز كه خودشان در ويتنام دستهاشان به خون ميليونها نفر آلوده بود ، و يا در كشورهاى اسلامى ما آن همه فجايع را به بار آوردند ، حقوق بشر بدست فراموشى سپرده شد ، بلكه حقوق بشر همكارى با هياتهاى حاكم زورگو و دستنشانده بود ! .