به صورت جمع آمده و « نور » به صورت مفرد ، اشاره به اينكه ، همه نيكيها و پاكيها و ايمان و تقوا و فضيلت در پرتو نور توحيد يك حالت وحدت و يگانگى به خود ميگيرند و همه با يكديگر مربوطند و متحد و در پرتو آن يك جامعه واحد و يك پارچه و پاك از هر نظر ساخته مىشود .
اما ظلمت همه جا مايه پراكندگى و تفرقه صفوف است ، ستمگران ، بدكاران و آلودگان به گناه و منحرف حتى در مسيرهاى انحرافى خود غالبا وحدت ندارند و با هم در حال جنگند .
و از آنجا كه سرچشمه همه نيكيها ، ذات پاك خداست ، و شرط اساسى درك توحيد ، توجه به همين واقعيت است بلافاصله اضافه مىكند : « همه اينها به اذن پروردگارشان ( پروردگار مردم ) مىباشد » ( * ( بِإِذْنِ رَبِّهِمْ ) * ) .
سپس براى توضيح و تبيين بيشتر كه منظور از اين نور چيست ، مىفرمايد :
« به سوى راه خداوند عزيز و حميد » ( * ( إِلى صِراطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ) * ) ( 1 ) .
خداوندى كه عزتش دليل قدرت او است ، چرا كه هيچكس توانايى غلبه بر او را ندارد ، و حميد بودنش نشانه مواهب و نعمتهاى بىپايان او مىباشد ، چرا كه حمد و ستايش هميشه در برابر نعمتها و موهبتها و زيبائيها است .
در آيه بعد به عنوان معرفى خداوند ، درسى از توحيد بيان كرده مىگويد :
« همان خداوندى كه آنچه در آسمان و زمين است از آن او است » ( * ( اللَّه الَّذِي لَه ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ ) * ) ( 2 ) .
هامش
( 1 ) * ( إِلى صِراطِ . . . ) * در واقع بدل است از * ( إِلَى النُّورِ ) * كه نتيجه اش اين مىشود منظور از هدايت به سوى نور همان هدايت به صراط عزيز حميد است . ضمنا * ( كِتابٌ أَنْزَلْناه ) * خبر است براى مبتداى محذوف و در اصل هذا كتاب انزلناه بوده است .
( 2 ) اللَّه به كسر بدل از عزيز و حميد كه در آيه قبل آمده است مىباشد .