و * ( « كَيْدَهُنَّ ) * » ( نقشه اين زنان . . . ) به خوبى نشان مىدهد كه بعد از ماجراى بريدن دستها و دلباختگى زنان هوسباز مصر نسبت به يوسف آنها هم به نوبه خود وارد ميدان شدند و از يوسف دعوت كردند كه تسليم آنها و يا تسليم همسر عزيز مصر شود و او هم دست رد به سينه همه آنها گذاشت ، اين نشان مىدهد كه همسر عزيز در اين گناه تنها نبود و « شريك جرم » هايى داشت
[ 5 - در پرتگاهها بايد به خدا پناه برد ]
5 - به هنگام گرفتارى در چنگال مشكلات و در مواقعى كه حوادث پاى انسان را به لب پرتگاهها مىكشاند تنها بايد به خدا پناه برد و از او استمداد جست كه اگر لطف و يارى او نباشد كارى نمىتوان كرد ، اين درسى است كه يوسف بزرگ و پاكدامن به ما آموخته ، او است كه مىگويد پروردگارا اگر نقشههاى شوم آنها را از من باز نگردانى من هم به آنها متمايل مىشوم ، اگر مرا در اين مهلكه تنها بگذارى طوفان حوادث مرا با خود مىبرد ، اين تويى كه حافظ و نگهدار منى ، نه قوت و قدرت و تقواى من ! .
اين حالت « وابستگى مطلق » به لطف پروردگار علاوه بر اين كه قدرت و استقامت نامحدودى به بندگان خدا مىبخشد سبب مىشود كه از الطاف خفى او بهره گيرند . همان الطافى كه توصيف آن غير ممكن است و تنها بايد آن را مشاهده كرد و تصديق نمود .
اينها هستند كه هم در اين دنيا در سايه لطف پروردگارند و هم در جهان ديگر .
در حديثى از پيامبر اسلام ص چنين مىخوانيم :
سبعة يظلهم اللَّه فى ظل عرشه يوم لا ظل الا ظله : امام عادل ، و شاب نشا فى عبادة اللَّه عز و جل ، و رجل قلبه . متعلق بالمسجد اذا خرج منه حتى يعود اليه ، و رجلان كانا فى طاعة اللَّه عز و جل فاجتمعا على ذلك و تفرقا ، و رجل ذكر اللَّه عز و جل خاليا ففاضت عيناه ، و رجل دعته امراة ذات حسن و جمال فقال انى اخاف اللَّه تعالى ، و رجل تصدق بصدقة فاخفاها حتى لا تعلم