يك روز صبح با هيجان و شوق به سراغ پدر آمد و پرده از روى حادثه تازه اى برداشت كه در ظاهر چندان مهم نبود اما در واقع شروع فصل جديدى را در زندگانى او اعلام مىكرد .
« يوسف گفت پدرم ! من ديشب در خواب يازده ستاره را ديدم كه از آسمان فرود آمدند ، و خورشيد و ماه نيز آنها را همراهى مىكردند ، همگى نزد من آمدند و در برابر من سجده كردند » ( * ( إِذْ قالَ يُوسُفُ لأَبِيه يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ ) * ) .
ابن عباس مىگويد : يوسف اين خواب را در شب جمعه كه مصادف شب قدر ، ( شب تعيين سرنوشتها و مقدرات بود ) ديد .
در اينكه يوسف به هنگام ديدن اين خواب چند سال داشت ، بعضى نه سال ، بعضى دوازده سال و بعضى هفت سال ، نوشتهاند ، قدر مسلم اين است كه در آن هنگام بسيار كم سن و سال بود .
قابل توجه اينكه : جمله « رايت » به عنوان تاكيد و قاطعيت در اين آيه تكرار شده است اشاره به اينكه من چون بسيارى از افراد كه قسمتى از خواب خود را فراموش مىكنند و با شك و ترديد از آن سخن مىگويند نيستم ، من با قطع و يقين ديدم كه يازده ستاره و خورشيد و ماه در برابرم سجده كردند ، در اين موضوع شك ترديدى ندارم .
نكته ديگر اينكه ضمير « هم » كه براى جمع مذكر عاقل است در مورد خورشيد و ماه و ستارگان به كار رفته ، همچنين كلمه « ساجدين » .
اشاره به اينكه سجده آنها يك امر تصادفى نبود بلكه پيدا بود روى حساب همچون افراد عاقل و هوشيار سجده مىكنند .
البته روشن است كه منظور از سجده در اينجا خضوع و تواضع مىباشد و گرنه سجده به شكل سجده معمولى انسانها در مورد خورشيد و ماه و ستارگان مفهوم ندارد .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 308
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٠٨