نقل كرده : هو على بن ابى طالب ( او على بن ابى طالب است ) .
سپس مىگويد : همين مطلب را « عبد الرزاق » در كتاب « رموز الكنوز » نيز آورده است ( 1 ) .
اما مساله مهمتر اين است كه در آيه فوق دو دستور داده شده نخست دستور به تقوا و سپس دستور به همراه بودن با صادقين ، اگر مفهوم صادقين در آيه عام باشد و همه مؤمنان راستين و با استقامت را شامل گردد بايد گفته شود و كونوا من الصادقين از صادقين باشيد ، نه با صادقين باشيد ( دقت كنيد ) .
اين خود قرينه روشنى است كه « صادقين » در آيه به معنى گروه خاصى است .
از سوى ديگر منظور از همراه بودن اين نيست كه انسان همنشين آنها باشد بلكه بدون شك منظور آن است كه همگام آنها باشد .
آيا اگر كسى معصوم نباشد ممكن است بدون قيد و شرط ، دستور پيروى و همگامى با او صادر شود ؟ آيا اين خود دليل بر آن نيست كه اين گروه تنها معصومانند ؟ ! بنا بر اين آنچه را از روايات استفاده كرديم ، با دقت و تامل از خود آيه نيز مىتوان استفاده كرد .
جالب توجه اينكه مفسر معروف « فخر رازى » كه به تعصب و شكآورى معروف است ، اين حقيقت را پذيرفته ( هر چند غالب مفسران اهل تسنن ، با سكوت ، از اين مساله گذشتهاند ! ) و مىگويد : « خداوند مؤمنان را به همراه بودن با صادقين دستور داده ، بنا بر اين آيه دلالت بر اين دارد كه : آنها كه جائز الخطا هستند بايد به كسى اقتدا كنند كه معصوم است ، تا در پرتو او از خطا مصون بمانند ، و اين معنى در هر زمانى خواهد بود ، و هيچ دليلى بر اختصاص آن
هامش
( 1 ) تفسير برهان ج 2 صفحه 170 .