مىگيرند ، و علت اصلى اين موهبت را تنها عوامل طبيعى و يا معبودهاى خرافى مىشمرند ( 1 ) .
قرائنى در آيات فوق وجود دارد كه نشان مىدهد با تفسير دوم سازگارتر و مفهومتر است زيرا اولا تعبيرات آيه حال همسرانى را بازگو مىكند ، كه قبلا در جامعه اى مىزيستهاند و تولد فرزندان صالح و ناصالح را با چشم خود ديده بودند ، لذا از خداى خود ، فرزندانى از گروه اول تقاضا مىكردند ، و اگر آيات مربوط به آدم و حوا باشد ، هنوز فرزندى براى آنها به وجود نيامده و هنوز صالح و ناصالح وجود نداشت كه آنها از خداى خود فرزند صالح بخواهند .
ثانيا ضمائرى كه در آخر آيه دوم و آيات بعد وجود دارد همه « ضمير جمع » است و اين مىرساند كه منظور از ضمير « تثنيه » اشاره به دو گروه بوده است نه دو شخص .
ثالثا آيات بعد نشان مىدهد كه منظور از شرك در اين آيات شرك به معنى بت پرستى است نه محبت فرزند و امثال آنها و اين موضوع با حضرت آدم و همسرش سازگار نيست .
با توجه به اين قرائن روشن مىشود كه آيات فوق پيرامون نوع انسان و گروه « زوج » و « زوجهها » سخن مىگويد .
و همان گونه كه در جلد سوم تفسير نمونه صفحه 245 اشاره كرديم آفرينش همسر انسان از انسان به اين معنى نيست كه جزئى از بدن او جدا و تبديل به همسر شده باشد ( آن چنان كه در روايت مجعول و اسرائيلى نقل شده كه حوا از دنده چپ آدم آفريده شد ) ، بلكه منظور اين است كه همسر انسان از نوع و از جنس او
هامش
( 1 ) بعضى از مفسران خواستهاند آغاز آيه را در باره آدم و ذيل آن را در باره فرزندان آدم بدانند كه با ظاهر آيه به هيچوجه سازگار نيست و به اصطلاح احتياج به حذف و تقدير و يا رجوع ضمير به غير مرجع دارد .