تفسير :
در آيات فوق به يكى از صفات منافقان و نشانههاى آنها اشاره شده است و بحثى را كه در آيات گذشته و آينده پيرامون نشانههاى منافقان مىباشد تكميل مىكند .
نخست مىگويد : « اگر نيكى به تو رسد آنها را ناراحت مىكند » ( * ( إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ ) * ) .
خواه اين خير و نيكى پيروزى بر دشمن باشد يا غنائم جنگى ، و خواه پيشرفتهاى ديگر .
و اين ناراحتى دليل عداوت باطنى و فقدان ايمان آنها است ، چگونه ممكن است كسى كمترين بهره از ايمان داشته باشد و از پيروزى پيامبر خدا و يا حتى يك فرد با ايمان عادى ناراحت شود ؟
« ولى در مقابل اگر مصيبتى به تو برسد و گرفتار مشكلى شوى با خوشحالى مىگويند : ما از جلو پيشبينى چنين مسائلى را مىكرديم ، و تصميم لازم را گرفتيم » و خود را از اين پرتگاه رهايى بخشيديم ! ( * ( وَإِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ ) * ) .
« و هنگامى كه به خانههاى خود باز مىگردند از شكست يا مصيبت يا ناراحتى شما خوشحالند » ( * ( وَيَتَوَلَّوْا وَهُمْ فَرِحُونَ ) * ) .
اين منافقان كور دل از هر فرصتى به نفع خود استفاده و لاف عقل و درايت مىزنند كه اين عقل و تدبير ما بود كه موجب شد در فلان ميدان شركت نكنيم و مشكلاتى كه دامن ديگران را بر اثر نداشتن عقل و درايت گرفت دامان ما را نگرفت ، اين سخن را چنان مىگويند كه گويى از خوشحالى در پوست