تفسير : منافقان بهانه تراش
شان نزول فوق نشان مىدهد كه انسان هر گاه بخواهد شانه از زير بار مسئوليتى خالى كند از هر وسيله اى براى خود بهانه مىتراشد ، همانند بهانه اى كه « جد بن قيس » منافق براى عدم حضور در ميدان جهاد درست كرد ، و آن اينكه ممكن است زيبارويان رومى دل او را بربايند و دست از جنگ بكشد و به « اشكال شرعى » گرفتار شود ! .
گفتار « جد بن قيس » مرا به ياد گفته يكى از ماموران جبار مىاندازد كه مىگفت : اگر ما مردم را تحت فشار قرار ندهيم حقوقى كه دريافت مىداريم براى ما شرعا اشكال دارد يعنى براى رهايى از اين اشكال بايد ظلم و ستم به خلق خدا كنيم .
به هر حال قرآن در اينجا روى سخن را به پيامبر ص كرده و در پاسخ اين گونه بهانه جويان رسوا مىگويد : « بعضى از آنها مىگويند به ما اجازه ده كه از حضور در ميدان جهاد خوددارى كنيم و ما را مفتون و فريفته ( زنان و دختران زيبا روى رومى ) مساز ! ( * ( وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلا تَفْتِنِّي ) * ) .
اين احتمال نيز در تفسير و شان نزول آيه داده شده است كه او ( جد بن قيس ) به عذر و بهانه زن و فرزند و اموال بى سرپرست خود مىخواست از جهاد صرفنظر كند .
ولى به هر حال قرآن در پاسخ او مىگويد : « آگاه باشيد كه اينها هم اكنون در ميان فتنه و گناه و مخالفت فرمان خدا سقوط كردهاند جهنم گرداگرد كافران را احاطه كرده است » ( * ( أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ ) * ) .