تفسير : حكم قطعى درباره شراب و مراحل تدريجى آن
همانطور كه در جلد سوم اين تفسير صفحه 396 ذيل آيه 43 سوره نساء اشاره كرديم ، شرابخوارى و ميگسارى در زمان جاهليت و قبل از ظهور اسلام فوق العاده رواج داشت و به صورت يك بلاى عمومى در آمده بود ، تا آنجا كه بعضى از مورخان مىگويند عشق عرب جاهلى در سه چيز خلاصه مىشد : شعر و شراب و جنگ ! ، و نيز از روايات استفاده مىشود كه حتى بعد از تحريم شراب مساله ممنوعيت آن براى بعضى از مسلمانان فوق العاده سنگين و مشكل بود ، تا آنجا كه مىگفتند :
ما حرم علينا شىء اشد من الخمر
: « هيچ حكمى بر ما سنگينتر از تحريم شراب نبود » ( 1 ) .
روشن است كه اگر اسلام مىخواست بدون رعايت اصول روانى و اجتماعى با اين بلاى بزرگ عمومى به مبارزه برخيزد ممكن نبود ، و لذا از روش تحريم تدريجى و آماده ساختن افكار و اذهان براى ريشه كن كردن ميگسارى كه به صورت يك عادت ثانوى در رگ و پوست آنها نفوذ كرده بود ، استفاده كرد ، به اين ترتيب كه نخست در بعضى از سورههاى مكى اشاراتى به زشتى اين كار نمود ، چنان كه در آيه 67 سوره نحل مىخوانيم وَمِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَالأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْه سَكَراً وَرِزْقاً حَسَناً « از ميوههاى درخت نخل و انگور ، مسكرات و روزيهاى پاكيزه فراهم مىكنيد » .
در اينجا « سكر » يعنى مسكر و شرابى را كه از انگور و خرما مىگرفتند ،
هامش
( 1 ) همان مدرك جلد 7 صفحه 51 .