در تفسير اين آيه رواياتى از پيامبر ص و ائمه اهل بيت ع نقل شده كه بسيار آموزنده است .
در حديثى از پيامبر ص مىخوانيم
لتامرن بالمعروف و لتنهون عن المنكر و لتاخذن على يد السفيه و لتاطرنه على الحق اطرا ، او ليضربن اللَّه قلوب بعضكم على بعض و يلعنكم كما لعنهم
: « حتما بايد امر به معروف و نهى از منكر كنيد و دست افراد نادان را بگيريد و به سوى حق دعوت نمائيد و الا خداوند قلوب شما را همانند يكديگر مىكند و شما را از رحمت خود دور مىسازد همانطور كه آنها را از رحمت خويش دور ساخت » ! ( 1 ) در حديث ديگرى از امام صادق ع در تفسير * ( كانُوا لا يَتَناهَوْنَ عَنْ مُنكَرٍ فَعَلُوه ) * چنين نقل شده است :
اما انهم لم يكونوا يدخلون مداخلهم و لا يجلسون مجالسهم و لكن كانوا اذا لقوهم ضحكوا فى وجوههم و انسوا بهم
( 2 ) : « اين دسته كه خداوند از آنها مذمت كرده هرگز در كارها و مجالس گناهكاران شركت نداشتند ، بلكه فقط هنگامى كه آنها را ملاقات مىكردند ، در صورت آنان مىخنديدند و با آنها مانوس بودند » .
و در آيه بعد به يكى ديگر از اعمال خلاف آنها اشاره كرده ، مىگويد :
بسيارى از آنان را مىبينى كه طرح دوستى و محبت با كافران مىريزند ( * ( تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ يَتَوَلَّوْنَ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * ) بديهى است كه دوستى آنها ساده نبود ، بلكه دوستى آميخته با انواع گناه و تشويق آنان به اعمال و افكار غلط بود ، و لذا در آخر آيه مىفرمايد : « چه بد
هامش
( 1 ) تفسير مجمع البيان ذيل آيه و در تفسير قرطبى جلد چهارم صفحه 2250 نيز حديثى به همين مضمون از ترمذى نقل كرده است .
( 2 ) تفسير برهان جلد اول صفحه 492 و تفسير نور الثقلين جلد اول صفحه 661 .