تفسير :
سزاى آنها كه دودوزه بازى مىكنند !
در اينجا با دسته ديگرى روبرو مىشويم كه درست در مقابل دسته اى قرار دارند كه در آيه پيش دستور صلح نسبت به آنها داده شده بود . آنها كسانى هستند كه مىخواهند براى حفظ منافع خود در ميان مسلمانان و مشركان آزادى عمل داشته باشند و براى تامين اين نظر راه خيانت و نيرنگ پيش گرفته ، با هر دو دسته اظهار همكارى و همفكرى مىكنند .
( * ( سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ ) * ) .
و به همين دليل « هنگامى كه ميدان فتنه جويى و بتپرستى پيش آيد همه برنامههاى آنها وارونه مىشود و با سر در آن فرو مىروند » ! ( * ( كُلَّما رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيها ) * ) .
اينها درست بر ضد دسته سابقند زيرا آنها كوشش داشتند از درگير شدن با مسلمانان دورى كنند اما اينها نغمه دارند كه با مسلمانان درگير شوند .
آنها پيشنهاد صلح با مسلمانان داشتند در حالى كه اينها سر جنگ دارند .
آنها از اذيت و آزار مسلمانان پرهيز داشتند ولى اينها پرهيز ندارند .
اين سه تفاوت كه در جمله « * ( فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ ) * » به آن اشاره شده است موجب گرديده كه حكم اينها از دسته سابق به كلى جدا شود و به مسلمانان دستور داده شده كه « هر كجا آنان را بيابند اسير كنند و در صورت مقاومت به قتل رسانند » .
( * ( فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ ) * ) .
و لذا آنجا كه به اندازه كافى نسبت به آنها اتمام حجت شده در پايان آيه مىفرمايد : « آنان كسانى هستند كه ما تسلط آشكارى براى شما نسبت به آنها