با حماقت كم نظير و تاريخى خود ، اسلام را به سوى پرتگاه كشانيد ، و پرچمدار اسلام ، على ع را در تنگناى سختى قرار داد از مصاديق اين آيه شمردهاند ! ( 1 ) اصلاح قسمت اخير اين جلد ، در جوار خانه خدا ، در مكه مكرمه هنگام تشرف براى مراسم پرشكوه عمره انجام گرفت در حالى كه قلم را به زحمت مىتوانستم بدست بگيرم و دستم ناراحت بود .
جالب اينكه همان تعصبها را كه در كتب علمى مىبينيم به طرز شديد - ترى در ميان افراد عامى و حتى دانشمندان آنها در اينجا مشاهده مىكنيم گويا دستى در كار است كه مسلمانان هيچگاه متحد نشوند ، اين تعصب حتى به تاريخ پيش از اسلام نيز سرايت كرده و خيابانى كه نزديك خانه كعبه به عنوان شارع ابو سفيان جلب توجه مىكند در حال حاضر از « شارع ابراهيم الخليل » بنيانگذار مكه شكوهمندتر است ! نسبت « شرك » دادن به بسيارى از مسلمانان ، براى يك دسته از متعصبين اين سامان مساوى با آب خوردن است ، تكان بخورى فرياد « مشرك » « مشرك » بلند مىشود گويا اسلام دربست از آنها است و آنها متوليان قرآنند و بس ، و اسلام و كفر دگران به ميل آنها واگذار شده كه با يك كلمه هر كس را بخواهند مشرك و هر كس را بخواهند مسلمان بگويند ! در حالى كه در آيات فوق خوانديم خداوند به هنگام غربت اسلام سلمان و امثال او را براى عظمت اين آئين بزرگ بر مىانگيزد ، و اين بشارتى است كه پيامبر ص داده است .
هامش
( 1 ) تفسير طبرى جلد ششم صفحه 184 - ولى در بعضى از روايات ، تنها نام از قوم ابو موسى به ميان آمده كه اشاره به اهل يمن است كه براى يارى اسلام در لحظات حساس كوشيدند . و به طور اشاره خود ابو موسى از اين موضوع استثناء شده است در حالى كه در باره سلمان مىخوانيم : خودش و قومش مشمول اين آيهاند .