منظور از « قنطار » در اين آيه همان مال فراوان است ، و منظور از دينار ، مال اندك .
به هر حال قرآن مجيد به خاطر غلط كارى گروهى از آنها ، همه آنها را محكوم نمىكند ، و اين يك درس مهم اخلاقى به همه مسلمين است .
ضمنا نشان مىدهد آن گروهى كه خود را در تصرف و غصب اموال ديگران مجاز و ماذون مىدانستند هيچ منطقى جز منطق زور ، و سلطه را پذيرا نيستند ، و نمونه آن را به طور گسترده در دنياى امروز در صهيونيستها مشاهده مىكنيم ، آرى اين گروه از يهود چنان هستند كه در پرداخت حقوق ديگران هيچ اصلى را جز اصل قدرت به رسميت نمىشناسند ، تصويب نامههاى جهانى ، افكار عمومى مردم دنيا ، و مفاهيمى از قبيل حق و عدالت براى آنها معنى ندارد و اين در حقيقت از مسائل جالبى است كه در قرآن مجيد در آيه فوق پيشگويى شده ، و به همين دليل مسلمانان براى استيفاى حقوق خود از آنان هيچ راهى جز كسب قدرت ندارند .
سپس در ادامه همين آيه منطق اين گروه را در مورد غصب اموال ديگران بيان مىكند ، مىفرمايد : « اين به خاطر آن است كه آنها مىگويند ما در برابر اميين ( غير اهل كتاب مسئول نيستيم » ( * ( ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قالُوا لَيْسَ عَلَيْنا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ ) * ) .
« اميين » به معنى افراد درس نخوانده و بى سواد است ، ولى منظور آنها مشركان عرب و اعراب بود كه معمولا از خواندن و نوشتن آگاهى نداشتند و يا اينكه منظور آنها تمام كسانى بود كه از خواندن تورات و انجيل بى بهره بودند .
آرى آنها با اين خود برتربينى و امتياز دروغين به خود حق مىدادند كه اموال ديگران را به هر اسم و عنوان ، تملك كنند .
بى شك اين منطق از اصل خيانت آنها در امانت ، به مراتب بدتر و خطرناكتر بود ، زيرا اگر افراد خائن ، كار خود را غلط بدانند لا اقل مرتكب يك گناهاند اما اگر در اين كار خود را صاحب حق بدانند گناه بزرگترى مرتكب شدهاند .
قرآن مجيد در پاسخ آنها در پايان همين آيه با صراحت مىگويد : « آنها بر خدا
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 621
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٦٢١