گفتگوى با پروردگار بهره مند مىشدند مؤمنان نيز در آن جهان به آن مفتخر مىشوند ، چه لذتى از اين برتر ؟
بعلاوه خدا نظر لطف به آنها مىكند و با آب عفو و رحمتش آنها را مىشويد و پاك و پاكيزه مىكند چه نعمتى از اين بالاتر ؟
بديهى است سخن گفتن خداوند با بندگان ، مفهومش اين نيست كه خدا زبان دارد و جسم است بلكه او با قدرت بىپايانش امواج صوتى را در فضا مىآفريند به گونه اى كه قابل درك و شنيدن باشد ( همانگونه كه در وادى طور با موسى سخن گفت ) و يا از طريق الهام و با زبان دل با بندگان خاصش سخن مىگويد .
به هر حال اين لطف بزرگ پروردگار و اين لذت بىنظير معنوى براى بندگان پاكدلى است كه زبان حقگو دارند و مردم را به حقائق آشنا مىكنند ، بر سر پيمان خود ايستادهاند و حقطلبى را هرگز فداى منافع مادى نمىكنند .
در اينجا سؤالى پيش مىآيد كه از پاره اى از آيات قرآن استفاده مىشود كه خدا در قيامت با بعضى از مجرمان و كافران نيز سخن مىگويد ، مانند قالَ اخْسَؤُا فِيها وَلا تُكَلِّمُونِ : « برويد و گم شويد در آتش دوزخ و ديگر با من سخن مگوييد » ( آيه 108 - مؤمنون ) .
اين سخن را خداوند به گنهكارانى مىگويد كه درخواست خلاصى از آتش دوزخ مىكنند ، و مىگويند : « خداوندا ما را از آن خارج كن و اگر بار ديگر باز گشتيم ستمگريم » .
در سوره « جاثيه » آيه 30 و 31 نيز نظير اين گفتگو از سوى خداوند با مجرمان مشاهده مىشود .
پاسخ اين است كه منظور از سخن گفتن در آيات مورد بحث سخن از روى لطف و احترام و محبت خاص است ، نه سخنى كه به عنوان بىمهرى و تحقير و طرد و مجازات باشد كه اين خود يكى از دردناكترين كيفرها است .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 593
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٩٣