شاگردى كنيم ، و نه غير آن .
نيازها و ضرورتهاى ويژه هر عصر
هر عصرى ويژگيها ، ضرورتها ، و تقاضاهايى دارد ، كه از دگرگون شدن وضع زمان و پيدا شدن مسائل جديد و مفاهيم تازه در عرصهء زندگى سرچشمه مىگيرد .
همچنين هر عصرى مشكلات و پيچيدگيها و گرفتاريهاى مخصوص به خود دارد كه آن نيز از دگرگونى اجتماعات و فرهنگها كه لازمهء تحول زندگى و گذشت زمان است مىباشد .
افراد پيروز و موفق آنها هستند ، كه هم آن نيازها و تقاضاها را درك مىكنند ، و هم اين مشكلات و گرفتاريها را كه مجموع آنها را « مسائل عصرى » ميتوان ناميد .
اما آنها كه اين مسائل را اساسا درك نمىكنند ، يا درك ميكنند اما چون خودشان زائيده محيط و زمان ديگرى هستند و در آن محيط و زمان ، اينها مسئله اى نبوده ، بىتفاوت و خونسرد از برابر اين مسائل مىگذرند و آنها را همچون كاغذهاى باطله در سبد فراموشى مىريزند بايد آمادهء شكستهاى پى در پى باشند .
اينها دائما از وضع زمان شكايت ميكنند ، و به زمين و آسمان بد مىگويند و هميشه غرق تأسف و اندوه و حسرت بر گذشتههاى طلايى و رويايى هستند ، و روز بروز بدبينتر و مأيوستر مىشوند و سرانجام به « انزواى اجتماعى » كشيده خواهند شد .
چرا كه نتواستهاند ، يا نخواستهاند نيازها و تقاضا و گرفتاريهاى زمان را درك كنند .
آنها در تاريكى عميقى به سر مىبرند ، و چون علل و انگيزه « حوادث »