« آنها ( يهود ) همچنين از آنچه بر دو فرشته بابل ، هاروت و ماروت نازل گرديد پيروى كردند » ( * ( وَما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَمارُوتَ ) * ) ( 1 ) .
آرى آنها از دو سو دست به سوى سحر دراز كردند ، يكى از سوى تعليمات شياطين در عصر سليمان ، و ديگرى از سوى تعليماتى كه بوسيله هاروت و ماروت دو فرشته خدا در زمينه ابطال سحر به مردم داده بودند .
« در حالى كه دو فرشته الهى ( تنها هدفشان اين بود كه مردم را به طريق ابطال سحر ساحران آشنا سازند ) و لذا » به هيچكس چيزى ياد نمىدادند ، مگر اينكه قبلا به او مىگفتند : ما وسيله آزمايش تو هستيم ، كافر نشو « ! ( و از اين تعليمات سوء استفاده مكن ) ( * ( وَما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ ) * ) .
خلاصه ، اين دو فرشته زمانى به ميان مردم آمدند كه بازار سحر داغ بود و مردم گرفتار چنگال ساحران ، آنها مردم را به طرز ابطال سحر ساحران آشنا ساختند ولى از آنجا كه خنثى كردن يك مطلب ( همانند خنثى كردن يك بمب ) فرع بر اين است كه انسان نخست از خود آن مطلب آگاه باشد و بعد طرز خنثى كردن آن را ياد بگيرد ، ناچار بودند فوت و فن سحر را قبلا شرح دهند .
ولى سوء استفاده كنندگان يهود همين را وسيله قرار دادند براى اشاعه هر چه بيشتر سحر و تا آنجا پيش رفتند كه پيامبر بزرگ الهى ، سليمان را نيز متهم ساختند كه اگر عوامل طبيعى به فرمان او است يا جن و انس از او فرمان مىبرند همه مولود سحر است آرى اين است راه و رسم بدكاران كه هميشه براى توجيه مكتب خود ، بزرگان را متهم به پيروى از آن مىكنند .
هامش
( 1 ) بعضى از مفسران جمله « ما انزل . . . » را عطف بر « ما تتلوا » دانستهاند ( و تفسيرى كه در بالا ذكر كرديم بر همين اساس است ) ولى بعضى ديگر آن را عطف به « السحر » دانستهاند .