بزرگ هستند و اختلاف نظر در باره آنها به نسبت معرفت افراد از آئين آنان است و همانطور كه از آيه 62 بقره بر مىآيد اين جمعيت به دو گروه مؤمن و كافر تقسيم مىشوند ، اينان همان قوم ابراهيم خليلند كه ابراهيم مامور دعوت آنان بود ، آنها در « حران » سرزمين صابئان زندگى مىكردند ، و بر دو قسم بودند : صابئان حنيف و صابئان مشرك .
مشركان آنها به ستارگان و خورشيد و قمر و . . . احترام مىگذاشتند و گروهى از آنان نماز و روزه انجام مىدادند ، كعبه را محترم مىشمردند و حج را به جا مىآوردند ، مردار ، خون ، گوشت خوك و ازدواج با محارم را همچون مسلمانان حرام مىدانستند . عده اى از پيروان اين مذهب از بزرگان دولت در بغداد بودند كه « هلال بن محسن » صابئى از آن جمله است .
اينان اساس دين خود را به گمان خويش بر اين پايه قرار دادهاند كه : بايست خوبى هر كدام از اديان جهان را گرفت و آنچه بد است از آن دورى جست ، اينان را به اين جهت صابئين گفتند كه از تقيد به انجام تمام دستورات يك دين سرپيچيدند . . .
بنا بر اين اينها با تمام اديان از يك نظر موافق و از نظر ديگر مخالف هستند .
جمعيت صابئان حنيف با اسلام هماهنگ شدند و مشركان آنها با بت پرستان همراه گرديدند .
وى در پايان بحث بار ديگر متذكر مىشود كه اين گروه دو قسم بودند : صابئان مشرك و صابئان حنيف و بين اين دو مناظرات و بحثهاى فراوانى رد و بدل مىشد ( 1 ) .
از مجموع بحثهاى فوق بر مىآيد كه آنها در اصل پيرو يكى از پيامبران الهى بودهاند ، اگر چه در تعيين پيامبرى كه آنها خود را وابسته به او معرفى مىكنند اختلاف است . همچنين روشن شد كه آنها جمعيت بسيار كمى هستند كه در حال انقراض مىباشند .
هامش
( 1 ) اقتباس از بلوغ الارب جزء 2 صفحه 228 و 222 .