مختصرى داريد اين بهاى آزادى است كه مىپردازيد ( 1 ) .
ولى تفسير اول از همه مناسبتر به نظر مىرسد .
2 - آيا تنوعطلبى جزء طبيعت انسان نيست ؟
بدون شك ، تنوع از لوازم زندگى و جزء خواستههاى بشر است ، كاملا طبيعى است كه انسان پس از مدتى از غذاى يك نواخت خسته شود ، اين كار خلافى نيست پس چگونه بنى اسرائيل با درخواست تنوع مورد سرزنش قرار گرفتند ؟
پاسخ اين سؤال با ذكر يك نكته روشن مىشود و آن اينكه در زندگى بشر حقايقى وجود دارد كه اساس زندگى او را تشكيل مىدهد و نبايد فداى خور و خواب و لذائذ متنوع گردد .
زمانهايى پيش مىآيد كه توجه به اين امور انسان را از هدف اصلى ، از ايمان و پاكى و تقوى از آزادگى و حريت باز مىدارد ، در اينجا است كه بايد به همه آنها پشت پا بزند .
تنوعطلبى در حقيقت دام بزرگى است از سوى استعمارگران ديروز و امروز كه با استفاده از آن ، افراد آزاده را چنان اسير انواع غذاها و لباسها و مركبها و مسكنها مىكنند كه خويشتن خويش را به كلى به دست فراموشى بسپارند و حلقه اسارت آنها را بر گردن نهند .
3 - آيا « من » و « سلوى » از هر غذايى برتر بود ؟
بدون شك غذاهاى گياهى مختلفى كه بنى اسرائيل از موسى درخواست كردند ، غذاهاى پر ارزشى است ، ولى مساله اين است كه تنها نبايد به زندگى از
هامش
( 1 ) تفسير فى ظلال .