بود كه همه چيز حتى « موجوديت » آنها در گرو آن بود ، و بعبارت ديگر : يك مبارزه حياتى محسوب مىشد كه مسير و سرنوشت زندگى و مرگ آنها را روشن مىساخت اگر پيروز مىشدند همه چيز داشتند ، و اگر مغلوب مىشدند ، بايد از همه چيز خود دست بشويند .
با اين حال اگر مىبينيم آنها در مقابل قرآن زانو زدهاند و نتوانستند همانند آن را بياورند . معجزه بودن قرآن روشنتر مىشود .
قابل توجه اينكه اين آيات منحصر به زمان و مكان خاصى نيست و تمام جهانيان و مراكز علمى دنيا را به سوى اين مبارزه دعوت مىكند و هيچگونه استثنايى در آن وجود ندارد و هم اكنون نيز به تحدى خود ادامه مىدهد .
از كجا كه مثل آن را نياوردهاند ؟ !
نظرى به تاريخ اسلام پاسخ اين سؤال را روشن مىسازد ، زيرا در داخل كشورهاى اسلامى در زمان پيغمبر ص و پس از او حتى در خود مكه و مدينه مسيحيان و يهوديان سر سخت و متعصبى مىزيستند كه براى تضعيف مسلمان از هر فرصتى استفاده مىكردند و علاوه در ميان مسلمانان جمعى « مسلمان نما » كه قرآن مجيد آنها را « منافق » نام نهاده زندگى داشتند كه رل جاسوسى بيگانگان بر عهده آنان بود ( مانند آنچه در باره « ابو عامر » راهب و همدستان او از منافقان مدينه و چگونگى ارتباط آنها با امپراطور روم در تواريخ نقل شده كه منتهى به ساختن « مسجد ضرار » در مدينه شد و آن صحنه عجيبى را كه قرآن در سوره « توبه » به آن اشاره كرده است بوجود آورد ) .
مسلما اين دسته از منافقان و آن عده از دشمنان متعصب و سرسخت كه به دقت مراقب اوضاع مسلمين بودند و از هر جريانى كه به زيان مسلمانان بود استقبال مىكردند اگر به چنين كتابى دسترسى پيدا كرده بودند براى در هم شكستن آنها تا آنجا كه مىتوانستند آن را نشر مىدادند و يا لا اقل در حفظ و نگهداريش