3 . تواضع و فروتنى بسيار جالب او .
4 . اشتياق وافر به افزودن مستمر به معلوماتش .
5 . آرامش روانى در برابر حوادث و غير ذلك .
پس ، از اين جهت مىتوان گفت : شخصيت عبارتست از « من » تشخص يافته بوسيلهء مختصات معين . با نظر به مجموع ملاحظات فوق ، اثبات مىشود كه براى تعريف يا توصيف شخصيت ، مجبوريم كه استعدادها و قواها و ابعاد اين حقيقت را مطرح كنيم .
سپس مفهوم سالم را بررسى نموده و در نتيجه « شخصيت سالم » را تا آنجا كه امكان پذير است بشناسيم .
نمونه اى از مختصات اساسى شخصيت
1 . ارزشيابى و مديريت واحدها و جريانات درونى ، مانند مذهب گرايى ، علم گرايى ، تصورات ، تصديقات ، تجسيمات ، تخيّلات ، انديشه ، تعقل ، وجدان با فعاليتهاى متنوعى كه دارد ، محبت ، عشق ، فرهنگ گرايى ، تمدنخواهى ، الهامها ، شهودها ، ابداع ، شك و يقين و ظن ، لذائذ و آلام ، خود آشنايى ، خود سازماندهى ، علم حضورى ( خود هشيارى ) ، اراده ، تصميم ، اختيار ، سودجويى ، فرار از زيان ، وفاء به عهد ، اميد ، آرزو ، فداكارى در راه آرمانهاى اعلا عفت ، شجاعت ، عدالت ، حكمت ، انجذاب بر بىنهايت ، رؤياهاى صادقه ، احساس وحدت عاليه با ديگر افراد همنوع .
2 . ارزشيابى و مديريت ارتباطات ما بين « من » و « جز من » .
3 . ارزشيابى و مديريت انگيزه هايى كه از جهان برونى عينى يا عواملى درونى ، با انسان در ارتباط قرار مىگيرند .
4 . آمادگى دائمى براى تنظيم موجوديت انسان با آينده اى كه با رويدادهاى يقينى يا