نمونه اى از مختصات ايمان
:
بديهى است كه مختصات اين صفت با عظمت ، بسيار است و ما در اينجا به مقدارى از آنها اشاره مىكنيم : 1 . بدانجهت كه ايمان مربوط به همهء ابعاد و استعدادهاى شخصيت است ، لذا نخستين مختص آن ، شكوفا شدن اين حقيقت عظمى ( شخصيت ) مىباشد . اگر در پديدهء عشق ، تنها بعد و استعداد جمال يا بى شخصيت شكوفا مىگردد ، قطعى است كه ايمان موجب شكوفايى همهء استعدادها و نيروها و ابعاد شخصيت در ارتباطات چهارگانه مىگردد : ( ارتباط انسان با خويشتن ، ارتباط انسان با خدا ، ارتباط انسان با جهان هستى و ارتباط انسان با همنوع خود ) بنا بر اين ، مىتوان چنين گفت : عشق پديده ايست كه استعداد و بعد جمال يا بى را در شخصيت شكوفا مىنمايد ، در حالى كه ايمان همهء استعدادها و نيروها و ابعاد شخصيت آدمى را شكوفا مىسازد . و عشق حقيقى الهى بدون ايمان به معشوق كه كامل مطلق ( جامع جمال و جلال ) است ، امكان پذير نيست .
2 . ايمان است كه انسان را از شكوك و حيرتهاى مضطرب كننده رهايى مىبخشد .
3 . تنها بوسيلهء ايمان است كه همه چيز معناى خود را پيدا مىكند . حتى جهل براى انسان با ايمان ، عامل محرك براى دريافت حقائق مىگردد .
قاضى بنشاندند و مىگريست
گفت نائب قاضيا گريه ز چيست
اين نه وقت گريه و فرياد تست
وقت شادى و مباركباد تست
گفت آه چون حكم راند بىدلى
در ميان آن دو عالم جاهلى
آن دو خصم از واقعهء خود واقفند
قاضى مسكين چه داند ز آن دو بند