دل گفت مرا علم لدنى هوس است
تعليمم كن اگر ترا دسترس است
گفتم كه : الف ، گفت دگر هيچ مگوى
در خانه اگر كس است يك حرف بس است
با اين حال ، خداوند متعال نه تنها در 242 مورد ، مردم را به تقوى توصيه مىفرمايد ، بلكه در صدها مورد ديگر ، لزوم اتّصاف به ساير صفات شايسته انسانى و اخلاق فاضله را اكيداً تذكر مىدهد ، باز مىبينيم ، اكثريت بسيار چشمگير مردم ، از اين تشويق و تحريك و دستور و توصيه برخوردار نمىشوند ، به اضافهء اين كه در مقدارى فراوان از آيات مربوطه مطالبى آورده شده است كه در آنها دلائل و شواهد حسّى و عقلى براى اثبات مطلوبيت تقوى و قبح ضد تقوى ارائه شده است ، معذلك كميابترين مردم ، انسانهاى با تقوى هستند . از اينجا روشن مىشود كه علت محدوديت افرادى كه در دور امير المؤمنين عليه السلام جمع شده بودند ، چه بوده است و به چه دليل آن بزرگوار در اين دنيا تنها مىزيست برگرديم به تفسير سخنان آن حضرت .
لن يسرع أحد قبلى إلى دعوة حقّ ، و صلة رحم ، و عائدة كرم . فاسمعوا قولى ، و عوا منطقى ، عسى أن تروا هذا الأمر من بعد هذا اليوم ينتضى فيه السّيوف ، و تخان فيه العهود ، حتّى يكون بعضكم أئمّة لأهل الضّلالة و شيعة لأهل الجهالة [ مراجعه فرماييد به ترجمهء همين خطبه ]
داستان شورى
شارح معتزلى ( ابن ابى الحديد ) اين داستان را در دو مورد آورده است : مورد يكم - شرح خطبه شقشقيه - مجلد يكم از ص 185 تا ص 196 مورد دوم - مجلد نهم از ص 49 تا ص 58 در اين دو مجلد مطالب متنوعى آمده است كه نياز قطعى به بحث و تحليل مشروح دارد . و هر محقق و صاحبنظرى كه