اگر چه اداره كنندگان فتنهها ممكن است از روى آگاهى و هشيارى شروع به كار كنند ، و از اين جهت شكنندگى فتنه همه را فرا نگيرد ، ولى ترديدى در اين نيست كه جريان استمرارى تحولات و مخصوصاً فتنهها ، آن چنان در مجراى قوانين حركت نمىكند كه بتوان همهء جهات و ابعاد آن را پيشبينى نموده ، و آن را به دلخواه و به سوى اهداف تعيين شده توجيه نمود ، اگر چه تحولات سازنده و تكاملى بوده باشد . اين معنى را در تحولات گذشته تا به امروز مىتوانيم مشاهده نماييم . علت اين آشفتگى در تحولات و فتنهها كاملًا روشن است ، و آن هم عبارتست از ناآگاهى اكثريت چشمگير مردمى كه در حركات تحولى و يا در امواج فتنه شركت دارند . ناآگاهى اكثريت از علل و شرايط و اهداف دگرگونىها از يك طرف و تنگ نظرى و هوىپرستى و خودخواهى اين افراد معمولى كه متأسفانه اكثريت را تشكيل مىدهند از طرف ديگر ، باعث مىشود كه انسانهاى فراوانى كه خود را به آشفتگيهاى تحولات يا فتنهها نزديك مىكنند ، مورد اصابت ضربههاى شكنندهء حوادث جبرى و ناآگاه واقع شوند . مىفرمايد : تلاش كننده در فتنه ، كوبيده مىشود و نابود مىگردد ، زيرا فتنه آن طوفانى است كه حتى گردانندگان آن نيز در معرض تصادم و تضاد با حوادث و ضربات محاسبه نشده و نيرومند آن قرار مىگيرند ، چه رسد به مردم معمولى كه نه انديشه اى مناسب براى آن فتنه دارند و نه توانايى مقاومت در برابر آن . ناآگاهى و حركات جبريانه چنان بر مردم مسلط مىشود كه مانند جانوران بىعقل و بىانديشه به جان هم مىافتند . تاريكى سخت محيط فتنه را چنان مىپوشاند كه جايى براى بينائى نمىماند . در چنين موقعى است كه حكمت و معرفت فروكش مىكند ، جهالت و حماقت حكمفرما مىشود ، بلكه جهالت و فقدان شعور گاهى به حدى مىرسد كه علم و حكمت و معرفت و انديشه و تعقل ، امور پست و گاهى وحشتناك جلوه مىكند
45 ، 54 - ترد بمرّ القضاء ، و تحلب عبيط الدّماء ، و تثلم منار الدّين ، و تنقض عقد اليقين ، يهرب منها
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 353
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٥٣