تا ص 67 و از ص 284 تا ص 293 و مجلد يازدهم از ص 153 تا ص 167 و مجلد دوازدهم ص 13 و 14 و مجلد سيزدهم ص 276 و 277 و مجلد پانزدهم از ص 19 تا ص 21 و مجلد هفدهم از ص 9 و ص 11 و 12 و از ص 12 تا ص 80 و از ص 96 تا ص 99 و مجلد هيجدهم از ص 52 تا ص 58 و ص 197 و از ص 207 تا ص 211 و از ص 296 تا ص 298 و مجلد نوزدهم از ص 3 تا ص 57 . از جملهء « و يستذلون الحكيم » اثبات مىشود كه در جاهليت حكمايى وجود داشته و در ميان مردم بودهاند ، ولى جهالت و حماقت مردم ، آنان را پست و بىمقدار مىنمود . عده اى از شخصيتها در آن دوران بعنوان حكماء بودهاند مانند قس بن ساعده ايادى ، اكثم بن صيفى سيف بن ذى يزن حميرى ، لبيد بن ربيعهء عامرى ، البهاء زهير . از قس بن ساعده ايادى خطبههاى پر محتوايى نقل شده است . اگر چه در آن روزگار تاريك ، حكمت و حكماء و خرد و خردمندان در جامعه ، بيگانه از مردم زندگى مىكردند ولى آن مردم تضاد آشكار و ستيزه گرى با آنان نداشتند ، نهايت امر ، همان گونه كه امير المؤمنين عليه السلام مىفرمايد : به جهت بىاعتنايى و جهل در بارهء انسانهاى رشد يافته و حكماء ، آنان را پست و خوار مىشمردند ، ولى در جاهليت روزگار ما ، بدانجهت كه هدف و ملاك زندگى سلطه گران خودكامه و اقوياى منفعت پرست و ضرر بار ، جز متورّم ساختن خود حيوانى چيز ديگرى نمىباشد ، لذا براى رسيدن به اين هدف شوم و ضد انسانى ، آمادهء محو و نابود كردن هر انسان رشد يافته و حكيم و خردمند و فداكار مىباشند . تصور درجهء شقاوت و ضد بشر بودن برخى از اين خودكامگان براى مغز انسانهاى معتدل ، امكانناپذير و براى انسانشناسانى كه اطلاعى از عظمت و خصائص روحى اولاد آدم دارند ، شكنجه آور و موجب زجر كشنده است . 15 ، 20 - ثمّ إنّكم معشر العرب أغراض بلايا قد اقتربت ، فاتّقوا سكرات النّعمة ، و أحذروا بوائق النّقمة ، و تثبّتوا فى قتام العشوة ، و اعوجاج الفتنة عند طلوع جنينها ، و ظهور كمينها ،
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 342
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٤٢