نماييد در تاريكىهاى غبار شبهه و انحرافات فتنه در هنگام بروز باطنو ظهور پنهانى و بر پا گشتن قطب و گرديدن آسياى آنفتنه از راههاى پنهانى به حركت در مىآيدو به رسوايى و شناعت و زشتى آشكار منتهى مىگرددنشو و نماى فتنه مانند نشو و نماى جوان زيبا و دلربا استو آثار آن ، همانند آثار سنگها است كه [ اگر بجاى زده شود باقى مىماند ] ستمكاران فتنه را با عهد و پيمانهايى كه با يكديگر مىبندند ، به يكديگر واگذار مىكننداولين شخص يا اشخاص فتنه گر فرمانده آخرين اشخاص فتنه جو است و آخرين آنان ، از اولين آنان پيروى مىكندآن فتنه انگيزان در بارهء دنياى پست با يكديگر به رقابت بر مىخيزند و مانند سگان بر سر اين مردار متعفن ، با هم به ستيزه مىپردازند . و در اندك زمان پيرو از پيشرو و برائت خواهد جست و فرمانبر از فرمانده آنان با عداوت و كينه توزى از يكديگر جدا مىشوند و همديگر را با لعنت ديدار مىكنندسپس طلايه فتنهء اضطرابانگيز و شكننده و خزنده [ از راه ] مىرسدپس دلهايى كه پيش از آن با استقامت بودند ، مىلغزندو مردانى پس از سلامت نفس گمراه مىگردنددر آن هنگام كه فتنه هجوم بياورد ، هوى و خواهشها مختلف شودو آراء و نظريات در موقع بروز آن مشتبه گرددهر كس كه به آن فتنه نزديك شود ، او را مىبّرد و مىشكندو كسى كه در آن تلاش كند ، او را محو و نابود مىسازدمردمان در آن فتنه يكديگر را همانند خران وحشى در گله با دندانهايشان يكديگر را بيازارنددر آن فتنه طناب بستهء اسلام مضطربو حقيقت امر تاريك و مبهم مىگردددر آن آشوب ، حكمت ، فروكش مىكند ، و ظلمت به سخن گفتن در مىآيدآن فتنه باديه نشينان را با تيشه و وسيلهء تراش مىسايد و مىتراشدو با سينهء خود آنها را مىكوبند و نرم مىكنندتك روان در غبار آن فتنهها تباه شوندو سواران در راه آن به هلاكت افتنديا قضاى تلخ در آيدو خونهاى گرم بدوشدو خراب كند منار ( نشانها و علائم ) دين راو يقين محكم را بشكند مردم
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 338
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٣٨