تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
انحراف و لغزش از مسير حق و حقيقت با يكديگر مىنشينند و گفتگوها و تحقيقات به راه مىاندازند و يكديگر را قانع مىسازند كه پس از اين تاريخ ما هرگز نبايد اتحاد و اتفاق داشته باشيم و همواره بايد پراكنده و از يكديگر جدا زندگى كنيم و آن گاه قرار داد يا قطعنامه اى در چند ماده بنويسند و امضاء كنند كه ما انسانها ، ما مسلمانان كه بر خلاف حكم بديهى عقل و عوامل احساسات و عواطف عالى انسانى و بر خلاف همهء منابع اسلامى ، ملتزم مىشويم كه هرگز اتحادى نداشته باشيم و همواره با تفرقه و پراكندگى زندگى كنيم بديهى است كه چنين نشست و گفتگو و تحقيق و قطعنامه و قرار دادى صورت نگرفته و نمىگيرد . آنچه كه امكانپذير است ، اينست كه مردم به جهت از دست دادن روحيهء تعاون و هماهنگى و به جهت از دست دادن اساسىترين عامل اتحاد و اتفاق كه عبارتست از احساس راستين هماهنگى در جاذبهء كمال ربوبى و هم قافله بودن در مسير « حيات معقول » رو به ابديت كه مستلزم درك و دريافت اصل مقدس - 1 همه و همه 1 است ، از يكديگر پراكنده ميشوند و گويى هيچ عامل اشتراكى ندارند ، و اصلًا اينان افراد و مصاديق يك نوع نيستند و اصلًا اينان در يك مكتب و رو به يك هدف نمىروند
اين همه عربده و مستى و ناسازى چيست نه همه همره و هم قافله و همزادند

گويى آن مردم منحرف از حق و حقيقت قرآن را بايد بهر چه كه تمايلات حيوانىشان اقتضاء مىكند بكشانند آنان هستند كه قرآن بايد از آنان پيروى نمايد اگر آنان خواستند هوىپرستى را پيشه كنند ، نه تنها آيه قرآنى كه مىگويد : * ( وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواه ) * . . . ( 1 ) ( و كيست گمراه تر از كسى كه از هواى خود پيروى مىكند ) نبايد جلوگيرى كند ، بلكه فوراً بايد آيهء مزبور قيدى و شرطى براى خود ايجاد كند و بگويد : به شرط اين كه فلان

هامش
( 1 ) القصص آيه 50 .