مىباشد . البته پس از آنكه صدق و واقعيت حجتهاى برونى به ثبوت پيوست ، همين حجتها ( انبياء و اولياء و اوصياء و حكماى راستين ) مىتوانند عقول و دلها وجدانهاى مردم را تكميل و توجيه نمايند ، مانند اين كه شما براى پيدا كردن يك چراغ عالىتر و پرنورتر مىتوانيد با يك چراغ حتى با يك شمع به جستجو بپردازيد و آن چراغ عالىتر و پرنورتر را بدست بياوريد .
2 - حجت برونى
- ما در توضيح و توصيف حجت برونى ، همهء انبياء و اوصياء عليهم السلام و اولياء و حكماى راستين را متذكر شديم ، زيرا آنچه كه عقل بالضروره حكم مىكند و منابع اسلامى نيز آن را تأييد مىنمايد ، لزوم حجت بطور مطلق است ، نه تنها انبياء عليهم السلام . زيرا بديهى است كه همهء برهههاى تاريخ و همهء جوامع بشرى از انبياى رسمى برخوردار نبودهاند . با اين حال ، خداوند متعال بوسيلهء يك عده انسانهاى رشد يافته ، حق و باطل را و لو بطور نسبى براى بندگان خود ارائه مىنمايد . و اين كه از بعضى تواريخ و حتى از بعضى منابع معتبر اسلامى ( قرآن و نهج البلاغه ) چنين بر مىآيد كه در طول تاريخ دورانهايى بوده است ( فترت ) كه مردم در تاريكىها غوطه ور بوده و هيچ روشنايى براى پيدا كردن حق و باطل نداشتند ، اگر درست دقت كنيم ، خواهيم ديد اغلب آن منابع دلالت به اين ندارند كه هيچ حجت و دليلى در روى زمين و در جوامع نبوده است بلكه مىگويند كه مردم در فساد و تباهىها غوطه ور بودهاند ، و اين معنى اعم از آن است كه حجت برونى به معناى عام آن وجود نداشته است . البته برخى از آن منابع همان گونه كه در بعضى خطبههاى نهج البلاغه آمده است ، دلالت بر فساد عموم مردم و فقدان رهنما بطور عام مىنمايد ، كه در اين صورت خداوند سبحان با حجت درونى ( عقول و دلها و وجدانهاى آدميان ) آنان را از ظلمات نجات مىدهد . بدانجهت كه مباحث مربوط به نبوت و عموم راهنمايى از اهميت فوق العاده اى برخوردار است ، لذا از محققان و مطالعه كنندگان ارجمند تقاضا مىشود به مجلدات زير از اين ترجمه و تفسير