باشد ، هرگز خطا و لغزش ديگران را به هيچ وجه ابراز و مورد سخريّه و شماتت قرار نمىدهد .
مطلب سوم - اين قضيّه كه هر كسى ، انسانى را براى لغزش و خطا و نقصى كه دارد ، مورد استهزاء و شماتت قرار بدهد ، بالاخره خود روزى گرفتار همان لغزش خواهد بود ، قاعده ايست كلى كه با تجاربى فراوان اثبات شده است .
مطلب چهارم - انسان خردمند و با ايمان با مشاهده لغزش و نقص در ديگران ، بجاى عيبجويى و عيبگويى كه خود موجب عميقتر بودن جراحت مىگردد ، سپاسگزار عنايات خداوندى باشد كه او را از سقوط در معصيت و خطا جلوگيرى نموده است .
5 ، 8 - أما ذكر موضع ستر اللَّه عليه من ذنوبه ممّا هو أعظم من الذّنب الَّذى عابه به و كيف يذمّه بذنب قد ركب مثله ، فأن لم يكن ركب ذلك الذّنب بعينه فقد عصى اللَّه فيما سواه ، ممّا هو أعظم منه . و أيم اللَّه لئن لم يكن عصاه فى الكبير ، و عصاه فى الصّغير ، لجرأته على عيب النّاس أكبر ( آيا آن عيبجو نمىبيند پرده پوشى خداوندى را در بارهء گناهان خود او كه بزرگتر است از آن خطايى كه آن انسان مرتكب خطا مبتلاء به آن شده است ، و اگر هم مانند آن گناه را مرتكب نشده باشد ، در غير از آن مورد ، خدا را نافرمانى كرده است كه بزرگتر از آن معصيت بوده است . و سوگند به خدا ، اگر آن عيبجو خدا را با گناه بزرگ ، نافرمانى نكرده و گناه كوچك انجام داده باشد ، جرئت او بر ابراز عيب مردم گناهى است بزرگتر . )
گناه ناشى از جرئت به ابراز عيب ديگران ، از گناه آن عيب كمتر نيست
در اين جملات مورد تفسير نيز مطالبى بسيار آموزنده وجود دارد كه توضيح آنها لازم است :
مطلب يكم
- مفاد جملهء اول چنين است كه آدمى بايد بشكرانهء عنايت خداوندى كه عيوب او را [ كه چه بسا بزرگتر از لغزش ديگران است ، ] مىپوشاند ، عيب ديگران را