غفلت بزند .
سى و چهار - زمامدار بايد باد بينى و تندى هيبت و هجوم دست و زبان خود را مهار كند .
سى و پنج - زمامدار اسلامى موظف است همواره از حكومتهاى عادله كه پيش از او بودهاند درسها بياموزد .
نوع دوم - شرايط فقهى
تفاوت اين نوع با نوع يكم در اينست كه اين شرائط از ديدگاه اسلام الزامى قطعى است و با فقدان هر يك از اين شرائط ، زمامدار فاقد لياقت و شايستگى گشته و نمىتواند منصب مزبور را اشغال نمايد . اين نكته را هم بايد در نظر بگيريم كه اگر چه نوع يكم از شرائط را ، شرائط كمالى اصطلاح نمودهايم ، با اين حال ، مقدارى قابل توجه از آنها نيز در صورتى كه فقدان آنها موجب اخلال به كار يا هدف زمامدارى باشد ، [ چه مستقيم و چه غير مستقيم ] از نوع دوم ( شرائط فقهى ) محسوب مىگردد . حال مىپردازيم به فهرست اجمالى شرائط فقهى : يك - عقل رشد يافته .
دو - اسلام و ايمان .
سه - عدالت .
چهار - بلوغ .
پنج - فقاهت .
شش - قدرت بر اعمال نظر و اجراء احكام خداوند و تدبير و مديريت جامعه در حدّ اعلا .
هفت - عدم بخل و خسّت و لئامت و بىطمعى .
هشت - مرد بودن .