گروه بدتر از اينها پيدا شد و ظواهر زندگى اجانب را به رخ مسلمانان كشيده و اسلام را پاك از حقايق خالى مىپندارند و بىانديشه ، بلكه كوركورانه ، پى بيگانگان رهسپارند ، روى اين كتاب ( اسلام و هيئت ) كه ما آن را نشر مىكنيم بر اين گروه است و غرض ما آن است كه شايد اين گروه گمراه با نظر انصاف به محتوا و مندرجات اين كتاب نگريسته و پى به حقايق و دقايق اسلام ببرند و از راهى كه مىپيماند برگردند « ذ لِكَ لَذِكْرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ أَوْ أَلْقى السَّمْعَ وَهُوَ شَهِيدٌ » .
اما اين كه نشر اين كتاب خدمت بر ميهن گرامى است ، ناگفته پيداست كه اين كتاب به زبان شيرين پارسى ، و زبان پارسى ، زبان ميهن من است و سودى كه از نشر اين كتاب به هم ميهمان گرامىام خواهد رسيد بيشتر از سودى است كه به ديگران مىرسد ، مگر اين كه به يكى از زبانهاى عمومى دنيا ترجمه شود و سود آن در آن وقت ، بر همه خواهد رسيد .
اگر چه اين كتاب سال 1353 ه . ق در روزنامهء گرامى سلطان آباد « عراق » ايران چاپ و نشر گرديده بود ، ولى معلوم است كه خوانندگان روزنامه حوصلهء آن را ندارند كه اين گونه كتابها را در روزنامه بخوانند و استفاده نمايند ، خصوصاً در اثر نشر تدريجى و مقاله شدن آن ، مطالب از يكديگر منفصل شده و استفاده مهمى از آنها نمىشد ! و رنجهايى كه آقاى مؤلف در تأليف آن و مترجم در ترجمهء آن كشيدهاند ، تقدير نمىگرديد . روى همين اصل نظر به علاقهاى كه به آب و خاك خود و برادران و هم ميهمان خويش دارم ، با نشر اين كتاب اقدام به وظايف ميهن دوستى خود قيام نمودم .
اسلام و هيئت (فارسى) — صفحة 470
مساهمون: خسرو شاهى
ص٤٧٠