كه هرگز نمىشد باور كرد كه در حدود يكصد نفر از افراد اين جمعيت ، تصميمات جمعيت را فوراً به مرحله اجرا در مىآورند ! در چندين ماه متوالى ، براى الصاق اعلاميهها عليه كسروى به ديوارهاى پايتخت ، از ساعت 10 بعد ازظهر تا سه بعد از نيمه شب ، خيابانهاى تهران را تقسيم بندى ، و اعلاميههاى خود را به ديوارها الصاق مىنمودند و چون بيشتر آنان در روز وقت كافى نداشتند ، از ساعتهاى استراحت خود براى اين كار استفاده مىكردند . در اين روزها بود كه كسروى ، اراذل و اوباشى را مأمور كرد كه به هر وسيله شده رهبر اين جمعيت را كه حجة الاسلام والمسلمين حاج سراج بود ، از بين ببرند و حتى كسروى با كمال وقاحت در پشت جلد يكى از كتابهاى خود ، تلويحاً به اين موضوع اشاره كرده بود . سراج در مسئلهء مبارزه بر ضد عمال استعمار و فرقههاى استعمارى نقش فعالانهاى به عهده داشت و در اين راه از همه چيز خود گذشت كه مهمتر از همه آنها : عنوان آخوندى و پيشنمازى بود ! . . . و روى همين اصل بود كه تا آخر عمر در « تهران » مسجدى پيدا نشد كه « حاج سراج انصارى » پيشنماز آنجا باشد !
اتحاديهء مسلمانان ايران
پس از ختم غائله كسروى ، اين جمعيت ( جمعيت مبارزه با بىدينى ) منحل و عدهاى از دانشمندان گرد ايشان جمع شده و « اتحاديه مسلمانان ايران » را تشكيل دادند ، اين اتحاديه با نهايت متانت در كليه امور كشورهاى اسلامى با در نظر گرفتن اوضاع و احوال سياسى تا آنجا كه مربوط به مسلمانان بود ، اظهار نظر مىنمود ، پشتيبانى اين اتحاديه از استقلال الجزاير و درخواست آزادى كشمير و فلسطين و طرفدارى از كليه كشورهاى اسلامى از هدفهاى سياسى اين اتحاديه بود . اتحاديه مسلمانان ايران در جريان تقسيم ظالمانه فلسطين ، اقدامات زيادى بر ضد دشمن نمود و حتى هزاران نفر در دفتر اتحاديه مسلمانان ايران براى شركت در جنگ بر ضد يهود ،