تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
بر همين اساس ارزشهاى انسانى در اين ديدگاه جديد علمى به ارزشهايى بسط مىيابد كه با ارزشهاى پذيرفته شده در فرهنگهاى پيشين سازگارى دارند . ما در چهار چوب پندارهاى مشترك انسانها كه در سايهء پيشرفتهاى علمى و فرهنگى اخير حاصل شده است مىتوانيم آينده اى را تصور كنيم كه در آن انسان خواهد توانست زندگىاى با عظمت و هماهنگ با محيط زيست خود داشته باشد . نوع بشر حد اكثر بهره گيرى را از جهان خارج مىنمايد و از ظرفيت زندگى در محيط متحول فرهنگى - اجتماعى نيز به حد اعلى استفاده مىبرد . بينش رو به رشد بشر در زمينهء علوم دلالت بر اين امر دارد كه انسان مىتواند ايمان گمشده و تجربيات معنوى و روحانى خود را دوباره بدست آورد . بحران كنونى ، كه در نتيجهء تصرف سياره از سوى بشر بوجود آمده است ، براى تدارك فردا و فرداهاى ديگر به ديدگاههاى جديدى كه ريشه در فرهنگهاى مختلف دارند ، نياز دارد : درك عالم لا يتناهى بهم پيوسته اى كه آهنگ حيات را تكرار مىكند ، به بشر اجازه خواهد داد كه دوباره با طبيعت يكى شود و ارتباط خود را در فضا و زمان با كل حيات و جهان ماده درك كند . تشخيص اين كه يك موجود انسانى وجهى از پروسهء سازنده اى است كه به جهان شكل مىدهد ، ديد بشر را نسبت به خود بسط مىدهد و او را قادر مىسازد كه خود خواهى را ، كه سبب اصلى ناهماهنگى ( ناسازگارى ) ميان افراد بشر ، و ميان انسان و طبيعت است ، كنار بگذارد . پراكندگى و تجزيه وحدت ميان جسم - ذهن - روح ناشى از تأكيد زياد و بيش از حد بر يكى از اين سه عنصر است ، از ميان برداشتن اين پراكندگى به بشر امكان مىدهد كه بازتاب منظومهء كيهانى و قانون عالى وحدت بخش آن را در درون خود بيابد . چنين ديدگاههايى پندار بشر را در مورد طبيعت تغيير مىدهند و او را به دگرگون سازى ريشه اى مدلهاى توسعه ، يعنى ريشه كن كردن بيسوادى ، جهل و بدبختى ، پايان مسابقه تسليحاتى ، ارائه پروسه‌هاى يادگيرى ، سيستمهاى آموزشى و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 169 | محمد تقي جعفري