ربوبى عرض مىكند :
ما عبدناك حقّ عبادتك و ما عرفناك حقّ معرفتك
( خداوندا ، ما ترا آن چنان كه شايستهء مقام ربوبى تست ترا عبادت نكرديم و آن چنان كه شايستهء مقام خداوندى تست ، ترا نشناختيم . ) - البته -
آنجا كه عقاب پر بريزد
از پشهء لاغرى چه خيزد
وقتى كه اشرف موجودات خاتم الانبياء و المرسلين صلى اللَّه عليه و آله و سلم بدينگونه اعتراف به قصور نمايد ، وضع فرشتگان و ديگر انسانها روشن است .
اين مسأله جاى ترديد نيست ، زيرا همه مىدانيم كه -
از ممكن اى ياران به ذات حق مسافتهاستى
ممكن چو كاهى مضطرب در موج آن درياستى
ممكن زمانى بوده و او از زمان اعلاستى
ممكن مكانى بوده و او از مكان بالاستى
افهام را كى درك آن انيت علياستى مطلبى كه در اين مورد بايد متذكر شويم ، اينست كه با نظر به مجموع دلائل عقلى و احساسهاى برين و دلائل نقلى قطعى ، هر اندازه رشد علمى و روحانى بشر بيشتر باشد ، معرفتش به خدا بيشتر و تقربش به آن مقام اعلا افزونتر بوده ، در نتيجه آشنائى او با عظمتهاى صفات و افعال خداوندى و ديگر امور ربانى عالىتر و عبادات و اطاعاتش در بارگاه الهى پر معنىتر خواهد بود . با اين حال ، هيچ يك از انسانها و فرشتگان هر قدر هم درجات رشد و كمال را پيموده باشند ، نخواهند توانست معرفت و عبادت را به آن چه كه شايستهء خداونديست بجاى بياورند .