تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
السّنخيّة علَّة الانضمام ( سنخيّت موجب تمايل و جذب و ضميمه شدن است . ) و النّاس إلى أشباههم أميل ( مردم به كسانى كه شبيه خودشان هستند مايلترند . ) محال است كه ابو ذر غفارى ، مالك اشتر ، اويس قرنى ، قيس بن سعد بن عباده ، محمّد بن ابى بكر و عمّار بن ياسرها بتوانند لحظاتى از عمرشان را با شناخت شخصيّت معاويه و با موافقت با اميال او بگذرانند ، زيرا آن انسانهاى پاك و تهذّب يافته ، در وجود معاويه جز خود پرستى و مقام خواهى و نژاد گرائى كه همهء آنها ضدّ انسانيّتند ، چيز ديگرى نمىبينند و آنان امور مزبوره را سدّهاى غير قابل نفوذ و حجابهاى بسيار تيره اى مىبينند كه از مشاهدهء اصول ارزشهاى انسانى و عمل مطابق آنها جلوگيرى مىنمايند . و بالعكس عمرو بن عاصها و بسر بن ارطاةها هم نمىتوانند لحظاتى از زندگى كامجويانه و هوى و هوس پرستى خود را با علىّ بن ابي طالب عليه السّلام سپرى كنند ، زيرا براى آنان شنيدن اين كه دست از خود پرستى و كامجوئى و هوى پرستى برداريد ، همان قدر ناگوار است كه به آنان گفته شود : دست از خويشتن برداريد نكتهء دوم - كسى كه داراى امتيازات و عظمتهاى انسانى است ، نبايد در روياروئى با تبهكاران پستتر از حيوان خود را ببازد و ميدان را براى آن تبهكاران خالى نمايد . نكتهء سوم - كه بسيار با اهمّيّت است ، اينست كه امير المؤمنين عليه السّلام معمولا فرماندهى اعلاى سپاهيان را در جنگها به عهده مىگرفت . اين امر نه تنها براى زير نظر داشتن همهء حوادث ميدان جنگ بوده است كه از فضاى آن خون مىبارد ، و گلها و رياحين حيات درو ميشوند و سلحشوران حالت معتدل خود را از دست مىدهند ، بلكه آن بزرگوار با حضور در عرصهء كارزار در هر لحظه اهمّيّت قرار گرفتن در مرز زندگى و مرگ را در مىيافت و فرود آمدن داسهاى برّان مرگ بر مزارع حيات انسانها را با چشم مىديد و فريادها و ناله‌ها و ضجّه‌هاى آخرين را كه در نفسهاى واپسين جنگجويان ، در فضاى ميدان طنين مىانداخت ، مىشنيد و همهء كوشش و تلاش خود را
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 61 | محمد تقي جعفري