اشاره :
با كمال اعتذار مطالب مربوط به ركن دوم و سوم تعليم و تربيت كه بايد در صفحهء 157 ببعد جلد 17 ترجمه و تفسير نهج البلاغه درج مىشد و به علت مسامحه در مجلد مزبور چاپ نشده است ، در اينجا مىآوريم . اميد است خوانندگان اين غفلت را ببخشايند .
ركن دوم - تعليم و تربيت ، معلَّم و مربّى است
اوّلين معلَّم و مربّى انسانها خدا است .
و بايد گفت با نظر بمجموع دلائل عقلى و نقلى بيك ، معنى معلَّم حقيقى هر واقعيّتى كه قابل درك براى انسان و در فراگيرى وى مؤثّر است ، خدا است . زيرا او است كه تمامى نيروهاى درك كننده و همهء عوامل بوجود آورندهء علم را در انسانها بوجود مىآورد ، و بطور كلَّى قرار دهندهء خلقت آدميان با وضع و ساختمان مخصوص مغزى و هويّت روانى و سازمان حواسّ درونى و برونى طبيعى كه خود علَّت اصلى فراگيرى معلومات است ، خداوند جلَّت عظمته مىباشد .
علم به اين معنى است [ بخلاف كانت كه مىگفت اسناد آغاز آن به خدا شوخ چشمى است ، ولى اين كه پايان علم خدا است ، حقّ است ] كه از خدا شروع و به خدا پايان مىيابد . مگر نمىبايست كانت در اين مسأله بينديشد كه چگونگى خلقت انسانها با اين حواسّ و مغز و روان است كه داراى انواعى بسيار متعدّد از عوامل فراگيرى و تجريد و تجسيم و اكتشاف و خلَّاقيّت ( سازندگى ) هنرى و غير ذلك مىباشد ، لذا مىبايست بگويد از كمترين انعكاس صورتى ناچيز از ناچيزترين شيء گرفته تا علم به جميع اجزاء و اشكال و روابط هستى در دو جهان طبيعى و ماوراى طبيعى ، از خدا است و پايان علم نيز وصول به فروغ الهى در عالم هستى است . مگر اين كه مقصود از « نسبت دادن آغاز علم به خدا ، شوخ چشمى است » اين معنى باشد كه « آغاز كنندهء علم هر كس باشد و در هر گونه شرايط قرار بگيرد ، با احساس اين كه اين علم از خدا است و يا معلوم من با فروغ خداوندى شروع مىشود ، يا معلوم من يكى از شئون خداوندى است » البتّه اين معنى صحيح است ، زيرا چنين نيست كه هر آغاز كنندهء علمى با احساسهاى فوق ، شروع نمايد . ولى چنان كه در مباحث گذشته گفتهايم ، مراحل ابتدائى انعكاس صور و روابط اشياء در ذهن را نمىتوان علم ناميد ، بلكه اين مقدّمات علم است و علم از موقعى شروع مىشود كه آدمى با آگاهى به اين كه معلوم او جزئى از اجزاء متشكَّل در يك كلّ منظَّم و