( 1 ) ( رسول خدا در دوران كودكى با اعمال وظيفه اى و عبادت و خلوت انس و الفت داشت و چنين است شأن نجباء . و هنگامى كه عبادت در قلبى حلول كرد [ وارد شد ) اعضاء انسان در عبادت نشاط پيدا ميكنند . ) اين مطلب از نظر روانى فوق العاده با اهمّيّت است ، زيرا آن روان يا روحى كه در ساليان اوّليّه و دوران جوانى زندگى بتواند از محسوسات و ظواهر طبيعت نفوذ كرده و خلوت با خويشتن را برگزيده باشد ، قطعا از رشد و كمال فوق العاده اى برخوردار مىباشد . و امّا دوران جوانى و ميانسالى آن حضرت همان گونه كه در تواريخ آمده است و همان گونه كه از ناتوانى مشركان و كفّار از تحقير و اهانت به آن حضرت برمىآيد كه براى رهائى عقائد و ثروت و جاه و مقام از همه چيز ضرورىتر بود ، داراى عاليترين اخلاق انسانى و با عظمتترين صفات يك انسان كامل بوده است . حضرت ابو طالب پدر بزرگوار امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام كه ساليانى كفالت و همدمى محمّد بن عبد اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله ( پسر برادرش عبد اللَّه ) را به عهده داشته است ، نه تنها با سخنان معمولى روحيّهء پيامبر را كه رشد يافته ترين ارواح فرزندان آدم عليه السّلام بوده است ، بيان مىدارد بلكه با نابترين احساسات برينش در بارهء آن روحيّهء الهى اشعارى را مىسرايد كه از آن جمله دو بيت زير است :
( 2 ) ( و سفيد روئى [ پيامبر اكرم ] كه ابر از روى او طلب سيرابى مىكند . پناه يتيمان و نگهدارندهء بيوه زنان . به او پناهنده ميشوند نيازمندان آل هاشم