و دادش بر همهء آنها گسترده و فضل و احسان او همهء آنها را احاطه كرده است ، در حالى كه همهء آن مخلوقات از وصول به حقيقت آنچه كه او شايستهء آن است كوتاهند . )
علم خداوندى بر واقعيّات قابل مقايسه با علم انسانها به آنها نيست .
چنان كه در گذشته اشاره كرديم مقدارى از مباحث مربوط به علم خداوندى در مجلَّد دوم از همين ترجمه و تفسير از صفحهء 101 تا 105 مطرح شده است .
در اين مورد مقدارى توضيحات در موضوع علم خداوندى ضرورىّ به نظر مىرسيد ، كه اينك بيان مىكنيم : 1 - علم خداوندى بهمهء رازهاى نهانى كه در اعماق درون آدميان قرار گرفتهاند نفوذ دارد ، در صورتى كه انسانها چنين علمى ندارند و آن علومى كه بوسيلهء رياضتها بدست مىآيد ، به سطوح عميق درون انسانها كه رازهاى نهانى در آنجا قرار دارند ، نفوذ نمىكنند .
2 - علم خداوندى بر آنچه كه در سلسلهء هستى تحقّق يافته است ، همانطور است كه بر رويدادهاى تحقّق نيافته در سلسلهء هستى .
3 - علم خداوندى بر صداها و گفتگوها نيازى بان ندارد كه امواج آن صداها و گفتگوها بحدّى برسد كه گوش آدميان در شنيدن بان نيازمند است .
4 - براى خداوند متعال هيچ حجابى وجود ندارد ، و همهء واقعيّات از پشت حجابها همان گونه آشكارند كه از روى حجابها .
5 - هيچ رويدادى در عالم هستى انجام نمىگيرد مگر اين كه خداوند از هويّت و مختصّات و همهء جوانب آن آگاهى دارد .
6 - تاريكىها و روشنائىها در علم خداوندى كمترين اثرى نمىگذارد .
7 - علم خداوندى احتياجى به استدلال و تفكَّر و تجربه ندارد .
8 - هيچ فاصله اى ما بين اشياء و علم خداوندى وجود ندارد .