تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١

يمسك بعضه بعضا بإذن اللَّه و مشيّته ، و إنّما اختلف النّاس فى هذا الباب حتّى تاهوا و تحيّروا و طلبوا الخلاص من الظَّلمة بالظَّلمة في وصفهم اللَّه بصفة أنفسهم فازدادوا من الحقّ بعدا و لو وصفوا اللَّه عزّ و جلّ بصفاته و وصفوا المخلوقين بصفاتهم لقالوا بالفهم و اليقين و لمّا اختلفوا فلمّا طلبوا من ذلك ما تحيّروا فيه ارتبكوا و اللَّه يهدى من يشاء إلى صراط مستقيم . ( و بدانكه خداوند بى همتا كه قائم بنفسه و فوق اندازه گيرى و فوق تحديد است ، مخلوقات را بر مبناى حدود و تقدير ( اندازه گيرى و تسليم قانون ) آفريد . و آنچه كه خداوند آفريده است دو حقيقت است : تقدير و مقدّر . در هر يك از آن دو رنگ و چشائى و وزن وجود ندارد . [ به نظر مىرسد عبارت چنين بوده است : و ليس فى واحد منهما ( و در يكى از آن دو يعنى تقدير رنگ و چشائى و وزنى نيست ) چنان كه در بحار آمده است ( 1 ) ] خداوند چنين قرار داد كه يكى بوسيلهء ديگرى درك شود و نيز آن دو ( تقدير و مقدّر ) را به نحوى قرار داد كه هر يك با ذات خود قابل درك بوده باشد و خداوند سبحان هيچ چيزى فرد و قائم بنفس و بى نياز از غير نيافريده است . از اين وابستگى مخلوقات اراده نموده است كه مردم را بسوى خود دلالت نمايد و وجود خود را اثبات كند . و خداوند تبارك و تعالى فرد بىهمتا است و موجودى دوم وجود ندارد كه خداوند را بر پا دارد و او را كمك نمايد و نگه دار او باشد . اين مخلوقات است كه بعضى با بعضى ديگر با اذن و مشيّت خداوندى نگهدارى مىشود جز اين نيست كه مردم در اين مسائل گمراه و متحيّر گشتند و بوسيلهء ظلمت از ظلمت خلاص و نجات جستند - در اين كه خدا را با صفات خودشان توصيف نمودند و در نتيجه بر دورى خود از حقّ افزودند و اگر خداوند عزّ و جلّ را با صفات خود و مخلوقات را هم با صفات خود توصيف مىنمودند ، بگفتار بر مبناى فهم و يقين نائل مىگشتند و اختلاف نمىورزيدند و بدانجهت كه از اين مطالب موجبات حيرت را جستجو كردند باضطراب افتادند و گرفتار شدند و خداوند هر كس را بخواهد به صراط مستقيم هدايت مىكند ) .

هامش
( 1 ) . توحيد - صدوق ص 439 پاورقى شمارهء 1 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 261 | محمد تقي جعفري